در حوزۀ کسبوکارها دو واژه وجود دارد که گاه بهاشتباه بهجای یکدیگر استفاده میشوند: بازاریابی و تبلیغات. اگرچه این دو حوزه ارتباط نزدیکی با هم دارند و هریک در موفقیت دیگری تأثیرگذارند، اما با یکدیگر متفاوتاند و برای اینکه بتوانید از مزایای هردو بهرهمند شوید، باید تفاوت آنها را درک کنید و به تعادل مناسبی میان بازاریابی و تبلیغات در استراتژیهای تجاری خود برسید.
بنابراین، درک تفاوت بازاریابی و تبلیغات برای کسبوکارها ضروری است تا بتوانند استراتژیهای مؤثری را برای دستیابی و جذب مخاطبان هدف خود به کار گیرند. هدف این مطلب از ویپدیا، روشنکردن تمایزات کلیدی بین بازاریابی و تبلیغات است.
بازاریابی چیست؟
طبق تعریف فیلیپ کاتلر (Philip Kotler)، نویسندۀ کتاب مدیریت بازاریابی (Marketing Management):
«بازاریابی (Marketing) دانش و هنر کشف، خلق و ارائۀ ارزش، با هدف تأمین نیازهای یک بازار هدف، همزمان با کسب سود است. بازاریابی، نیازها و خواستههای برآوردهنشده را تشخیص میدهد، بازارِ آنها را تعریف میکند، حجم این بازار را اندازهگیری و سود بالقوهاش را برآورد میکند. همچنین، مشخص میکند که کدام بخش از بازار را میتواند بهتر تأمین کند و سپس محصولات و خدمات مناسب را طراحی و ترویج میکند.»
همانطور که میبینید، بازاریابی شامل فعالیتهای گستردهای ازجمله تحقیقات بازار، تجزیهوتحلیل، برنامهریزی، توسعۀ محصول، قیمتگذاری، توزیع، برندسازی و… میشود. بهعلاوه، رویکردی کلنگر دارد و کل سفر و تجربۀ مشتری را در بر میگیرد و هدف آن ایجاد روابط بلندمدت با مشتریان از طریق ایجاد ارزش و درک و ارضای نیازهای آنهاست.
از همین تعریف میتوان متوجه شد که بازاریابی مفهومی گستردهتر از تبلیغات دارد. درواقع، میتوان گفت که تبلیغات زیرمجموعهای از بازاریابی و یکی از مهمترین تاکتیکهای بازاریابی است. بازاریابی ۳ مزیت کلیدی برای کسبوکارها دارد:
- افزایش فروش: هدف بازاریابی، افزایش فروش و درآمد از طریق ترغیب مشتریان بالقوه برای آزمودن یا خرید محصولات/خدمات کسبوکار است.
- ایجاد آگاهی از برند: یک پیام برند ثابت که از طریق بازاریابی منتقل میشود، هویتی قوی ایجاد میکند که شناخت و آگاهی از برند را افزایش میدهد و آن را در نزد مخاطبان از رقبا متمایز میکند.
- تعامل با مشتری: تعامل با مشتریان از طریق شبکههای اجتماعی، ایمیل و سایر کانالهای بازاریابی به کسبوکارها کمک میکند تا بازخورد دریافت کنند، نیازهای مشتری را شناسایی و برطرف کنند و وفاداری به برند را افزایش دهند.
آمیختۀ بازاریابی چیست؟
همانطور که گفتیم، بازاریابی به چندین فعالیت مختلف نیاز دارد. تحقیقات بازار، تجزیهوتحلیل مخاطبان، بخشبندی بازار، برندسازی، جایگاهیابی، قیمتگذاری و تبلیغات، همگی توسط آنچه بهعنوان آمیختۀ بازاریابی شناخته میشود کنترل میشوند.
آمیختۀ بازاریابی (Marketing Mix) یک ماتریس تصمیمگیری است که رویکردی کلی برای ارضای نیازها و خواستههای مشتریان از طریق محصولات یا خدمات ایجاد میکند.
این اصطلاح، اولین بار توسط نیل بوردن (Neil Borden)، استاد مشهور هاروارد در زمینۀ بازاریابی و تبلیغات، ابداع شد. آمیختۀ بازاریابی به بازاریابان این امکان را میدهد که یک استراتژی بازاریابی صحیح ایجاد کنند و سپس آن را با موفقیت به مرحلۀ اجرا برسانند. آمیختۀ بازاریابی به 4 عنصر زیر تقسیم میشود که به چهار P بازاریابی معروف است.
چهار P بازاریابی (4P)
در سال 1960، استاد بازاریابی ای. جروم مککارتی (E. Jerome McCarthy)، چهار P بازاریابی را به شرح زیر بیان کرد:
- محصول (Product): محصول یا خدماتی که نیازها یا خواستههای مشتری را برآورده میکند.
- قیمت (Price): مبلغی که مشتریان در ازای یک محصول یا خدمات میپردازند. قیمت همچنین تعیینکنندۀ سودآوری یک شرکت است.
- مکان (Place): کانالهای توزیعی که مشتریان را با محصول یا خدمات شما مرتبط میکند. برای مثال، فروش مستقیم، فرانشیز، از طریق عمدهفروشان یا خردهفروشان، توزیع انحصاری، توزیع انتخابی و… .
- ترویج (Promotion): تکنیکهای ارتباطی که توسط یک شرکت برای اطلاعرسانی و ترویج محصول یا خدمات استفاده میشود؛ برای مثال، تبلیغات، روابط عمومی یا پیشبرد فروش (همانطور که میبینید تبلیغات در اینجا وارد میشود).
برنارد بومز (Bernard Booms) و مری بیتنر (Mary Bitner)، محققان بازار، در سال ۱۹۸۲، 3 عنصر دیگر را که با حرف P شروع میشوند، به عناصر آمیختۀ بازاریابی افزودند که بیشتر با کسبوکارهای مبتنی بر خدمات همخوانی دارد. این عناصر شامل افراد (People)، فرایند (Process) و شواهد فیزیکی (Physical Evidence) میشوند. درنهایت، عناصر آمیختۀ بازاریابی اغلب با هفت P یا 7P شناخته میشوند.
آمیختۀ بازاریابی، برای تعیین دقیق مخاطبان هدف، شناسایی نیازها و خواستههای آنها و تعیین بهترین راهها و روشها برای فروش محصول یا خدمات به آنها، حیاتی است.
تبلیغات چیست؟
تبلیغات (Advertising) عملی است برای جلب توجه مخاطبان به محصول یا خدمات یک کسبوکار که معمولاً از طریق آگهیهای پولی انجام میشود.
به عبارت دیگر، اگر برای تبلیغ برند یا پیشنهاد خود پول خرج کنید، آن وقت به دنیای تبلیغات پا گذاشتهاید.
همانطور که قبلاً گفته شد، تبلیغات را میتوان زیرمجموعهای از بازاریابی در نظر گرفت؛ زیرا تمام فعالیتهای تبلیغاتی یک کسبوکار از اهداف کلی بازاریابیاش پشتیبانی میکنند.
تبلیغات از کانالهای مختلف برای ارتباط با مخاطبان هدف استفاده میکند تا پیامی را ارائه دهد که مشتریان بالقوه را متقاعد کند محصولات یا خدمات یک کسبوکار را بخرند. انواع مختلفی از تبلیغات وجود دارد، ازجمله تبلیغات تلویزیونی، تبلیغات رادیویی، بیلبوردها و تبلیغات دیجیتالی همچون تبلیغات شبکههای اجتماعی، تبلیغات بنری و… .
اما برای اینکه تبلیغات مؤثر واقع شود، به یک استراتژی بازاریابی نیاز است. بینش استراتژی بازاریابی به شناسایی مؤثرترین کانالها و انواع تبلیغات برای جذب و تبدیل مشتریان بالقوه به مشتریان واقعی کمک میکند. تبلیغات ۳ مزیت کلیدی برای کسبوکارها دارد:
- مزیت رقابتی: شما میتوانید مزایای منحصربهفرد محصول خود را برجسته کنید تا خود را از رقبا متمایز کنید.
- بازاریابی هدفمند: میتوانید از اطلاعات جمعیتی، علایق و سایر دادههای مرتبط استفاده کنید تا تبلیغات را با نیازها و ترجیحات بازار هدف خود تنظیم کنید.
- فراخوانی مخاطب به اقدام: میتوانید برای افزایش تبدیلها از فراخوان به اقدام (CTA) با ترغیب مخاطبان به خرید، بازدید از سایت یا تعامل با برند به روشی خاص استفاده کنید.
فرایند تبلیغات شامل بسیاری از فعالیتهای خلاقانه مانند توسعۀ مفهومی، کپیرایتینگ، خلق تصاویر، ویدئوها و موارد دیگر میشود.
تفاوت بازاریابی و تبلیغات چیست؟
آنچه دربارۀ رابطۀ بازاریابی و تبلیغات گفتیم، تنها قطرهای از دریای پژوهشهایی است که بازاریابان و محققان دربارۀ آن انجام دادهاند. اما آیا مرز مشخصی بین بازاریابی و تبلیغات وجود دارد؟ تفاوت بازاریابی و تبلیغات چیست؟
برای اینکه همهچیز ساده و کمتر گیجکننده باشد، کافی است به یاد داشته باشید که تبلیغات تنها بخشی از چتر کلی بازاریابی است. در ادامه، خلاصهای از تفاوتهای بازاریابی و تبلیغات را عنوان میکنیم:
1) رویکرد
اولین و مهمترین تفاوت بازاریابی و تبلیغات مربوط به رویکرد آنهاست:
- بازاریابی، رویکردی گسترده و کلنگر برای ترویج محصولات یا خدمات دارد، ولی تبلیغات، بر فعالیتهای ترویجی خاص متمرکز است و دایرۀ محدودتری دارد.
- از طرفی، بازاریابی بر ایجاد روابط بلندمدت با مشتری تأکید دارد و کل سفر و تجربۀ مشتری را در نظر میگیرد، اما هدف تبلیغات ایجاد تأثیر کوتاهمدت و برانگیختن واکنش فوری در مشتری است و بر جلب توجه و ارائۀ پیامهای متقاعدکننده تمرکز دارد.
2) اهداف
هرچند هدف نهایی بازاریابی و تبلیغات، افزایش فروش و سودآوری است، اما این دو برای رسیدن به هدف نهایی مشترک خود، اهداف متفاوتی را دنبال میکنند. بهطور کلی، هدف بازاریابی برآوردن نیازهای مشتریان و ایجاد ارزش برای آنها است، درحالیکه تبلیغات بر پیامهای متقاعدکننده و فراخوان به اقدام (CTA) متمرکز است. در زیر به برخی از اهداف خردی که بخشهای بازاریابی و تبلیغات دنبال میکنند، اشاره میکنیم:
اهداف بازاریابی
- تولید سرنخ فروش ازطریق ارائۀ ارزش به مشتریان
- جذب مشتریان جدید
- حفظ مشتریان موجود
- افزایش فروش
- تداوم برندسازی ثابت
- شناسایی و ایجاد فرصتهای فروش
- توسعۀ محصول
- افزایش رضایت مشتریان
- رونمایی از یک محصول، خدمات یا ابتکار جدید
- پیگیری، اندازهگیری و بهبود ابتکارات بازاریابی
اهداف تبلیغات
- ایجاد آگاهی از برند
- تقویت شناخت برند
- متقاعدکردن مشتریان برای خرید از طریق تبلیغات
- آگاهیرسانی، متقاعدکردن و یادآوری به مشتریان دربارۀ برند یا محصول
- قوینگهداشتن تصویر و شهرت برند
- ایجاد نگرشهای مطلوبتر نسبت به برند برای افزایش وفاداری به برند
- ایجاد ذهنیت در میان مصرفکنندگان دربارۀ شرکت، برند یا راهحلهای ارائهشده توسط کسبوکار
- جلب توجه و ترغیب مشتریان جدید برای انجام اولین خرید
- ایجاد انگیزه در مشتریان فعلی برای خریدهای مکرر
3) وظایف اصلی
در بررسی تفاوت تبلیغات و بازاریابی، توجه به وظایف و مسئولیتهای اصلی این دو حوزه، ضروری است.
وظایف اصلی بازاریابی
وظایف اصلی بازاریابی شامل برندسازی، تحقیقات بازار، برنامهریزی استراتژیک، تجزیهوتحلیل رقابتی، بودجهبندی و ردیابی نرخ بازگشت سرمایه (ROI) و بخشبندی مشتریان با هدف شناسایی نیازهای مشتری و ایجاد ارزشهای پیشنهادی است که این نیازها را برآورده میکند.
وظایف اصلی تبلیغات
وظایف اصلی تبلیغات شامل توسعۀ کمپینهای بازاریابی با استفاده از تولید خلاقانۀ عناصری مانند تصاویر، متنها و CTAهای جذاب است که مشتریان را درگیر میکند و آنها را بهسمت اقدام موردنظر کسبوکار سوق میدهد. تیمهای تبلیغاتی همچنین مسئول ردیابی و نظارت بر عملکرد کمپینهای تبلیغاتی و بهینهسازی متنها و تصاویر برای رسیدن به بالاترین ROAS (بازده هزینۀ تبلیغات) هستند.
4) کانالها
هم بازاریابی و هم تبلیغات از کانالهای رسانهای سنتی و آنلاین برای دستیابی به مشتریان استفاده میکنند، اما در رویکرد و اجرا متفاوتاند. در طول سالها و بهویژه با گسترش استفاده از اینترنت، تعداد کانالهای بازاریابی و تبلیغات افزایش یافته است.
بازاریابی از ترکیبی از کانالها مانند بازاریابی محتوایی، بازاریابی شبکههای اجتماعی، بازاریابی ایمیلی و بهینهسازی موتورهای جستوجو (SEO) برای دستیابی به مشتریان و جذب آنها در بلندمدت استفاده میکند. از سوی دیگر، تبلیغات بر کانالهای رسانهای پولی مانند تلویزیون، رادیو، تبلیغات چاپی و آنلاین تمرکز میکند تا به مخاطبان وسیعی دست یابد و نتایج فوری را به دنبال داشته باشد.
کانالهای بازاریابی
کانالهای بازاریابی محبوبی که در طول سالیان تأثیرگذاری خود را ثابت کردهاند، عبارتاند از:
- بازاریابی درونگرا
- بازاریابی محتوایی
- بهینهسازی موتورهای جستوجو
- بازاریابی ازطریق شبکههای اجتماعی
- بازاریابی ایمیلی
- بازاریابی وابسته (افیلیت مارکتینگ)
- اینفلوئنسر مارکتینگ
- بازاریابی دهانبهدهان
- بازاریابی آفلاین
- برندسازی
- هدفگذاری مجدد (ریتارگتینگ) /بازاریابی مجدد (ریمارکتینگ)
- بازاریابی چریکی (گوریلا مارکتینگ)
کانالهای تبلیغات
برخی از کانالهای تبلیغاتی پولی که میتوانید بهصورت آنلاین و آفلاین استفاده کنید، عبارتاند از:
- آگهیهای تلویزیونی و رادیویی
- بیلبوردها و تابلوهای تبلیغاتی
- تبلیغات چاپی
- تبلیغات شبکههای اجتماعی شامل تبلیغات فیسبوک، محتوای حمایتشدۀ لینکدین، تبلیغات توییتر، تبلیغات یوتیوب، اینستاگرام و…
- تبلیغات جستوجوی پولی شامل گوگل ادز (Google Ads)، تبلیغات بینگ (Bing Ads) و…
- تبلیغات نمایشی دیجیتال شامل تبلیغات بنری یا پنجرههای بازشو (پاپ آپ) در سایتها
- تبلیغات ویدئویی
- تبلیغات همسان (نیتیو)
- تبلیغات موبایلی
5) استراتژیها
پنجمین تفاوت بازاریابی و تبلیغات، مربوط به استراتژیهای این دو است. استراتژیهای بازاریابی بر ایجاد ارزش برای مشتری تمرکز دارد. این استراتژیها باعث آگاهی از برند، جذب مشتریان و ایجاد یک پایگاه مشتری وفادار میشود.
استراتژیهای تبلیغاتی بر جلب توجه و ایجاد تبدیل از طریق تبلیغات پولی و ارگانیک تمرکز دارد تا به نتایج فوری دست یابد و فروش را افزایش دهد.
استراتژیهای بازاریابی
- استفاده از محتوای تولیدشده توسط کاربر (UGC)؛
- همکاری با اینفلوئنسرها و برندهایی که مخاطبان، محصولات یا خدمات آنها مطابق با مخاطبان شماست؛
- استفاده از دادهها و تحقیقات بازار برای هدفقراردادن مشتریان؛
- شناسایی و رفع نقاط درد مشتری از طریق محتوای مفید؛
- فراهمکردن بستری برای مشتریان برای تعامل با یکدیگر؛
- مشارکتدادن کارکنان با استفاده از ابزارهای مشارکت کارکنان؛
- آزمایش کانالها، ابزارها و پلتفرمهای جدید؛
- تقویت روابط با مشتریان فعلی تا درنهایت به سفیران برند تبدیل شوند.
استراتژیهای تبلیغات
- تبلیغات ترویجی شامل هدایا، کوپنها یا کاهش موقت قیمت؛
- تبلیغات باندواگن (Bandwagon Advertising)، که بر «ترس ازدستدادن» متکی است؛
- تبلیغات میهنپرستانه (Patriotic Advertising)، که از غرور ملی استفاده میکند؛
- تبلیغات جایگزین (Surrogate Advertising) یا استفاده از تبلیغات غیرمستقیم برای تبلیغ محصولات ممنوع مانند تنباکو و سیگار؛
- تأیید افراد مشهور؛
- توسل به احساسات؛
- گنجاندن حقایق و آمار در متن تبلیغاتی؛
- تعریف و تمجید از مصرفکننده، که از چاپلوسی برای تأثیرگذاری بر تصمیمات خرید استفاده میکند.
6) نقشها و سمتهای شغلی
نقشهای بازاریابی معمولاً شامل وظایف استراتژیک مانند تحقیقات بازار، توسعۀ برند و بخشبندی مشتریان است. این سمتهای شغلی مستلزم درک عمیق نیازها و رفتارهای مشتری و توانایی ایجاد ارزشهای پیشنهادی است که آن نیازها را برآورده کند. نقشهای تبلیغاتی معمولاً شامل کارهای خلاقانه مانند کپیرایتینگ، طراحی و برنامهریزی رسانه است.
این سمتهای شغلی مستلزم درک قوی از رفتار مصرفکننده و توانایی ایجاد کمپینهای قانعکنندهای است که توجه را به خود جلب میکنند و مخاطبان را بهسمت اقدام سوق میدهند.
نحوۀ ایفای نقشهای بازاریابی و تبلیغات به اندازۀ کسبوکار بستگی دارد. شرکتهای بزرگتر معمولاً تیمهای داخلی دارند، درحالیکه شرکتهای کوچکتر تمایل دارند با آژانسها یا فریلنسرها همکاری کنند.
سمتهای شغلی اصلی بازاریابی
- مدیر بازاریابی
- مدیر محصول
- مدیر برند
- مدیر فروش
- تحلیلگر تحقیقاتی
- مدیر روابط عمومی
- مدیر شبکههای اجتماعی
سمتهای شغلی اصلی تبلیغات
- مدیر خلاق
- مدیر هنری
- خریدار رسانه
- کپیرایتر
- طراح گرافیک
- عکاس
- فیلمبردار
7) تکنولوژی و ابزار
هم بازاریابی و هم تبلیغات از پلتفرمها، فناوریها و ابزارهای تخصصی استفاده میکنند تا کارها را به بهترین نحو پیش ببرند، اما در بررسی تفاوت بازاریابی و تبلیغات باید به تفاوت ابزارهای مورد استفاده برای آنها نیز اشاره کنیم.
ابزار بازاریابی
- تحقیقات بازار: ابزارهای سوشال لیسنینگ برای درک احساسات کاربر، گوگل کیورد پلنر (Google Keyword Planner) برای تحقیقات کلمات کلیدی، گوگل آنالیتیکس (Google Analytics) برای تجزیهوتحلیل دادههای سایت، گوگل ترندز (Google Trends) برای شناسایی روندها، ابزارهای نظرسنجی مانند SurveyMonkey و Zoho Survey برای شناسایی گروه هدف و کشف آنچه مشتریان میخواهند.
- تولید سرنخ: نرمافزارهای بازاریابی ایمیلی برای جمعآوری سرنخها و بخشبندی فهرست مخاطبان، نرمافزارهای CRM برای مدیریت حساب و سوابق مشتریان، نرمافزارهای سازندۀ صفحۀ فرود برای ایجاد صفحات فرود جذاب و… .
- توسعۀ محصول: ابزارهای ردیابی و تجزیهوتحلیل برای درک نحوۀ تعامل بازدیدکنندگان سایت و کاربران اپلیکیشن با محتوای شما، نرمافزار نقشۀ راه برای ایجاد و برقراری ارتباط نقشۀ راه محصول، نرمافزار فلوچارت برای نقشۀ سفر مشتری و ایجاد نمودارها، برنامههایی برای ضبط مصاحبهها، ابزارهای ارائه مانند Keynote یا PowerPoint، نرمافزار مدیریت پروژه و ابزارهای اشتراک فایل مانند Google Drive و Dropbox.
ابزار تبلیغات
- کمپینهای تبلیغاتی: تبلیغات فیسبوک، گوگل ادز، نشریات محلی، بیلبوردها، آگهیهای تلویزیونی و رادیویی، تبلیغات جستوجو و… .
- ابزار و تجهیزات برای ساخت تبلیغات: ابزار عکاسی، تجهیزات صوتی/تصویری، نرمافزارهای ویرایش مانند Adobe Photoshop، Canva و Filmora.
- پلتفرمهای تبلیغاتی موبایل برای توسعهدهندگان برنامه: برای مثال، Criteo و AdRoll و… .
- ابزارهای دیگر: ابزارهای نظرسنجی مشتری، الگوهای پرسشنامۀ تبلیغاتی، خدمات تست تبلیغات برای اعتبارسنجی مفاهیم تبلیغاتی و اجرای خلاقانه.
8) سرمایهگذاری
هشتمین فرق بازاریابی و تبلیغات، مربوط به تفاوت سرمایهگذاری در این دو حوزه است. بازاریابی یک سرمایهگذاری بلندمدت برای رشد پایدار کسبوکار است، درحالیکه تبلیغات یک سرمایهگذاری کوتاهمدت برای کسب نتایج فوری است.
از سوی دیگر، بیشتر قالبهای تبلیغاتی به بودجه نیاز دارند و همین امر، تبلیغات را به یکی از پرهزینهترین فعالیتهای بازاریابی تبدیل میکند. این هزینه میتواند به فریلنسرها و آژانسهای تبلیغاتی اختصاص داده شود و یا صرف چیدن یک تیم داخلی متشکل از کپیرایترها، سازندگان ویدئو، طراحان گرافیک و مواردی از این دست شود. ضمن اینکه هر پلتفرم تبلیغاتی، از تلویزیون گرفته تا سایتهای تبلیغات همسان و شبکههای اجتماعی، هزینۀ خاص خود را برای قراردادن تبلیغات شما در پلتفرم خود دارند.
ازآنجاییکه فعالیتهای بازاریابی شامل مواردی مانند برندسازی و تحقیقات بازار میشود، هزینههای بازاریابی موقعیتها و ابزارهای مختلفی را پوشش میدهد. برای مثال، میتوان به استخدام مدیران محصول، مدیران برند، مدیران فروش یا تحلیلگران پژوهشی اشاره کرد که میتوانند هر فعالیت بازاریابیای را برای کسبوکار شما انجام دهند.
درنهایت اینکه سرمایهگذاریهای بازاریابی شامل نرمافزارها و ابزارهای مختلفی است که برای پشتیبانی از فعالیتهای گوناگون بازاریابی به آن نیاز دارید و میتواند شامل ابزارهای ایمیل مارکتینگ، پلتفرمهای اتوماسیون بازاریابی یا شرکتهای تحقیقاتی برای انجام تحقیقات و گزارش دقیق مشتری باشد.
9) معیارهای سنجش موفقیت
هم در بازاریابی و هم در تبلیغات، باید سعی کنید عملکرد خود را بسنجید و از موفقیت تاکتیکهای خود مطمئن شوید. بدین ترتیب، سرمایهگذاریهای بازاریابی و تبلیغاتیتان مفید و تا حد امکان سودآور خواهد بود.
در زیر معیارهای کلیدی سنجش موفقیت بازاریابی و تبلیغات را نام میبریم که باید ردیابی، نظارت و بهینهسازی شوند:
معیارهای سنجش موفقیت بازاریابی
- امتیاز خالص پروموتر (NPS)
- نرخ حفظ مشتری (CRR)
- ارزش طول عمر مشتری (CLV)
- درآمد فروش سهماهه و سالانه
- سهم بازار
معیارهای سنجش موفقیت تبلیغات
- بازگشت هزینۀ تبلیغات (ROAS)
- ریچ (Reach) و ایمپرشن (Impression)
- نرخ کلیک (CTR)
- اینگیجمنت (Engagement)
- نرخهای تبدیل
10) زمان کسب نتیجه
برای درک آخرین تفاوت بازاریابی و تبلیغات، باید ببینیم چه مدت طول میکشد تا هرکدام نتایج ملموسی را برای کسبوکار ایجاد کنند. تبلیغات بخشی از بازاریابی است، بنابراین باید منطقی باشد که نتایج و بازدهی سریعتری داشته باشد، درحالیکه فعالیتهای بازاریابی بلندمدتترند و برند را برای آینده میسازند.
برای نظارت بر نتایج کمپینهای تبلیغاتی باید مدتزمان کمپین را در نظر بگیرید. برای مثال، اگر یک کمپین یکماهه را اجرا میکنید، باید نتایج حاصل را پس از یک ماه ارزیابی کنید. همچنین میتوانید چند ماه بعد دوباره بررسیهایی انجام دهید تا ببینید آیا تأثیر بلندمدتی داشته است یا خیر.
در همین حال، باید به بازاریابی بهعنوان یک فرایند مادامالعمر نگاه کنید و بپذیرید که کسبوکار و برند شما همانند مشتریان و روندهای بازار در طول زمان متحول خواهد شد. البته نظارت بر اثرات کمپینهای بازاریابی در کوتاهمدت نیز بسیار مهم است.
سخن آخر
بازاریابی و تبلیغات دو جزء جداییناپذیر در تلاشهای تجاری کسبوکارها محسوب میشوند، اما رویکردها و دامنهشان با یکدیگر متفاوت است. بازاریابی نگاهی کلنگر دارد و فعالیتهای استراتژیک مختلف را در بر میگیرد، درحالیکه تبلیغات بر تاکتیکهای ارتباطی و ترویجی خاص تمرکز دارد. با این اوصاف، درک تفاوت بازاریابی و تبلیغات برای کسبوکارها حیاتی است تا بتوانند استراتژیهای مؤثری را در راستای دستیابی به اهداف تجاری خود توسعه دهند که درنهایت به موفقیت پایدار آنها منجر میشود.
آژانس تبلیغات آنلاین صباویژن میتواند در ساختن تبلیغات اثربخش به شما کمک کند.
سؤالات متداول
بازاریابی چیست؟
طبق تعریف فیلیپ کاتلر: «بازاریابی (Marketing) دانش و هنر کشف، خلق و ارائۀ ارزش، با هدف تأمین نیازهای یک بازار هدف، همزمان با کسب سود است.»
بازاریابی شامل چه فعالیتهایی میشود؟
بازاریابی شامل فعالیتهای گستردهای ازجمله تحقیقات بازار، تجزیهوتحلیل، برنامهریزی، توسعۀ محصول، قیمتگذاری، توزیع، برندسازی و… میشود.
تبلیغات چیست؟
تبلیغات (Advertising) عملی است برای جلب توجه مخاطبان به محصول یا خدمات یک کسبوکار که معمولاً از طریق آگهیهای پولی انجام میشود. به عبارت دیگر، اگر برای تبلیغ برند یا پیشنهاد خود پول خرج کنید، آن وقت به دنیای تبلیغات پا گذاشتهاید.
تفاوت رویکرد بازاریابی و تبلیغات در چیست؟
بازاریابی رویکردی کلنگر دارد و کل سفر و تجربۀ مشتری را در بر میگیرد، ولی تبلیغات، بر فعالیتهای ترویجی خاص متمرکز است و دایرۀ محدودتری دارد.
تفاوت هدف بازاریابی و تبلیغات در چیست؟
هدف بازاریابی ایجاد روابط بلندمدت با مشتریان از طریق ایجاد ارزش و درک و ارضای نیازهای آنهاست، اما هدف تبلیغات ایجاد تأثیر کوتاهمدت و برانگیختن واکنش فوری در مشتری است و بر جلب توجه و ارائۀ پیامهای متقاعدکننده تمرکز دارد.