بازاریابی پایه و اساس هر کسبوکاری است؛ خواه تبلیغ یک محصول باشد و خواه افزایش فروش، افزایش سهم بازار، ایجاد یک برند قوی و یا افزایش درآمد. در میان تمام دردسرهای رویارویی با آخرین ترندهای بازار، با اصطلاحات بازاریابی متفاوتی روبهرو میشوید که بازاریابی تهاجمی یکی از برجستهترین آنهاست.
در این مطلب از بلاگ صباویژن هرچه را برای اجرای یک بازاریابی تهاجمی موفق نیاز دارید، برای شما توضیح میدهیم.
بازاریابی تهاجمی چیست؟
بازاریابی تهاجمی یا بازاریابی حملهای، روشی فعال و پیشرو در حوزۀ بازاریابی است که در آن یک کسبوکار بهجای دنبالکردن رقبا و واکنش به اقدامات آنها، بازار را رهبری میکند.
این روش شامل مجموعهای از فعالیتها و برنامهریزیهای دقیق است که با هدف نفوذ در بازار، افزایش سهم بازار و غلبه بر رقبا انجام میشود. به عبارت سادهتر، بازاریابی تهاجمی یعنی بهجای اینکه منتظر بمانیم مشتری بهسمت ما بیاید، به سراغ مشتری رفته و او را متقاعد کنیم که محصول یا خدمات ما بهترین گزینه است.
این رویکرد شامل مجموعهای از اقدامات هدفمند و برنامهریزیشده است که با هدف جذب مشتریان جدید، حفظ مشتریان فعلی و برترییافتن بر رقبا انجام میشود. بازاریابی تهاجمی نیازمند نوعی استراتژی قوی، بودجۀ کافی و تیم فروش و بازاریابی حرفهای است.
اقدامات لازم برای موفقیت در بازاریابی تهاجمی
بازاریابی تهاجمی نیازمند برنامهریزی دقیق، اجرای قوی و انعطافپذیری است. برای موفقیت در این نوع بازاریابی، اقدامات زیر ضروری هستند:
1) تحلیل دقیق بازار و رقبا
- شناخت بازار هدف: درک عمیق از نیازها، خواستهها و رفتارهای مصرفکننده در بازار هدف؛
- تحلیل رقبا: بررسی نقاط قوت و ضعف رقبا، استراتژیهای آنها و شناسایی فرصتهای موجود؛
- شناسایی مزیت رقابتی: تعیین ویژگیهای منحصربهفرد محصول یا خدمت که باعث برتری نسبت به رقبا میشود.
2) تعیین اهداف مشخص و قابل اندازهگیری
- اهدافSMART: تعیین اهدافی که خاص، قابل اندازهگیری، قابل دستیابی، مرتبط و دارای زمانبندی باشند؛
- تعیین شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI): انتخاب معیارهایی برای اندازهگیری موفقیت کمپین، مانند افزایش فروش، سهم بازار و بازگشت سرمایه.
3) توسعۀ استراتژیهای خلاقانه
- ایدههای نوآورانه: ارائۀ محصولات یا خدمات جدید، بهبود کیفیت، ایجاد تجربۀ کاربری بهتر و ارائۀ پیشنهادهای ویژه؛
- کانالهای ارتباطی متنوع: استفادۀ ترکیبی از کانالهای آنلاین و آفلاین برای رسیدن به مخاطب هدف؛
- محتوای جذاب: تولید محتواهای باکیفیت و مرتبط که توجه مخاطب را جلب کند.
4) ایجاد برندی قوی
- هویت برند: ایجاد یک هویت برند قوی و منحصربهفرد که در ذهن مشتریان ماندگار شود؛
- ارتباطات یکپارچه: حفظ یک پیام واحد و سازگار در تمام کانالهای ارتباطی؛
- تجربۀ مشتری مثبت: ایجاد یک تجربۀ خرید لذتبخش و ایجاد وفاداری در مشتری.
5) سرمایهگذاری در بازاریابی
- بودجۀ کافی: اختصاص بودجۀ مناسب برای اجرای کمپینهای بازاریابی؛
- انتخاب کانالهای مناسب: سرمایهگذاری در کانالهایی که بیشترین بازده را دارند؛
- آزمایش و بهبود: بهینهسازی مداوم کمپینها براساس نتایج حاصلشده.
6) ساختن یک تیم قوی
- نیروی انسانی متخصص: استخدام افرادی دارای تجربه و مهارت در زمینۀ بازاریابی؛
- همکاری تیمی: ایجاد تیمی منسجم و باانگیزه؛
- آموزش و توسعه: ارائۀ آموزشهای لازم به اعضای تیم برای ارتقای مهارتهای آنها.
7) انعطافپذیری و سازگاری
- پایش مداوم بازار: نظارت بر تغییرات بازار و رقبا؛
- انطباق با تغییرات: اصلاح استراتژیها براساس شرایط جدید؛
- آمادگی برای ریسک: پذیرش ریسکهای محاسبهشده برای دستیابی به اهداف بلندمدت.
8) ایجاد روابط قوی با مشتریان
- خدمات پس از فروش عالی: ارائۀ خدمات پس از فروش باکیفیت برای حفظ رضایت مشتریان؛
- برقراری ارتباط مؤثر: گوشدادن به نظرها و پیشنهادهای مشتریان؛
- برنامههای وفاداری: طراحی برنامههایی برای تشویق مشتریان به خرید مجدد.
توجه: موفقیت در بازاریابی تهاجمی به عوامل مختلفی ازجمله نوع محصول یا خدمت، صنعت، بودجه و شرایط بازار بستگی دارد. بنابراین، لازم است که هر کسبوکاری استراتژی خود را براساس شرایط خاص خود تدوین کند.
استراتژیهای بازاریابی تهاجمی
بازاریابی تهاجمی روشی پیشرو برای نفوذ به بازار و افزایش سهم بازار است. این استراتژی شامل مجموعهای از اقدامات هدفمند و برنامهریزیشده است که با هدف جذب مشتریان جدید، حفظ مشتریان فعلی و برترییافتن بر رقبا انجام میشود.
برای موفقیت در بازاریابی تهاجمی، کسبوکارها میتوانند از انواع مختلف تکنیکها و استراتژیها بهرهبرداری کنند. این تکنیکها میتوانند به چهار دستۀ اصلی تقسیم شوند:
1) استراتژی بازاریابی پیشرو (Prospector Marketing)
استراتژی بازاریابی پیشرو، تهاجمیترین استراتژی از چهار استراتژی موجود است. این استراتژی شامل تلاش فعال برای ورود به بازارهای جدید و ایجاد فرصتهای رشد جدید است. کسبوکارهایی که از این استراتژی استفاده میکنند، معمولاً جسور، نوآور و ریسکپذیر هستند. آنها به دنبال یافتن بازارهای جدید، محصولات جدید و فناوریهای نوین هستند.
مثال:
شرکت اپل با معرفی محصولات جدید و نوآورانه مانند آیفون، آیپد و مکبوک، از این استراتژی استفاده کرده و توانسته در بازارهای مختلف نفوذ کند.
2) بازاریابی دفاعی (Defender Marketing)
استراتژی بازاریابی دفاعی یا مدافع به معنای انتخابنکردن مسیر تهاجمی برای ورود به بازارهاست. بنابراین، آنها هیچکدام از کارهایی را که پیشروها انجام میدهند، انجام نمیدهند. این استراتژی بر حفظ بازار موجود و جلوگیری از ورود رقبا متمرکز است که شامل یافتن و حفظ یک بازار امن و نسبتاً پایدار است.
مثال:
شرکت Coca-Cola با تمرکز بر حفظ بازار خود و تقویت برند، از این استراتژی استفاده کرده است.
3) استراتژی بازاریابی تحلیلگر (Analyzer Marketing)
بازاریابی تحلیلگر بین بازاریابی دفاعی و پیشرو قرار دارد. آنها نسبت به یک پیشرو محتاطتر هستند، یعنی ریسک کمتری میپذیرند و اشتباههای کمتری مرتکب میشوند. بااینحال، به اندازۀ مدافعان بر ثبات تمرکز ندارند.
کسبوکارهایی که از این استراتژی استفاده میکنند، به دنبال فرصتهای جدید هستند، اما در عین حال ریسکهای خود را نیز مدیریت میکنند. آنها بهطور مداوم بازار را بررسی میکنند و به تغییرات پاسخ میدهند.
مثال:
شرکت سامسونگ با ترکیب استراتژیهای پیشرو و محافظهکار، توانسته است در بازارهای مختلف نفوذ کرده و موقعیت خود را حفظ کند.
4) استراتژی بازاریابی واکنشی (Reactive Marketing)
این استراتژی برعکس استراتژی پیشرو است. آنها فقط زمانی به چیزی پاسخ میدهند که محیط آنها را تحت فشار قرار دهد؛ در غیر این صورت، هیچ برنامه، تمرکز یا استراتژی واقعی ندارند. کسبوکارهایی که از این استراتژی استفاده میکنند، معمولاً فاقد برنامه، تمرکز و استراتژی مشخص هستند.
مثال:
شرکتهایی که بدون برنامهریزی و استراتژی مشخص به بازار ورود میکنند و تنها در پاسخ به رقابت یا تغییرات بازار اقدام کرده و از این استراتژی استفاده میکنند.
انواع تکنیک در بازاریابی تهاجمی
انواع بازاریابی تهاجمی میتواند به اشکال مختلفی ظاهر شود؛ زیرا مشتریان بالقوهای را که هنوز با برند شما درگیر نشدهاند، هدف قرار میدهید. در این روش هدف، جلب توجه آنها و علاقهمندکردنشان به پیشنهادهای خودتان است. این تکنیکها میتوانند در کنار هریک از چهار استراتژی اصلی که قبلاً توضیح دادیم (پیشرو، دفاعی، تحلیلگر و واکنشی) به کار روند. در ادامه به معرفی این تکنیکها میپردازیم:
1) تکنیک تبلیغات تهاجمی
تبلیغات تهاجمی به دنبال ایجاد تأثیر فوری و ماندگار بر مخاطب است. این نوع تبلیغات معمولاً از زبان قوی، تصاویر جذاب و فراخوانهای واضح برای اقدام استفاده میکند. برای مثال، تبلیغات تلویزیونی اغلب از موسیقی پرانرژی، بازیگران جذاب و صحنههای هیجانانگیز برای جلب توجه بیننده استفاده میکنند. همچنین، تکرار مکرر تبلیغات در ساعات پربیننده میتواند تأثیرگذاری آن را افزایش دهد.
2) تخفیفها و پیشنهادهای ویژه
تخفیفها و پیشنهادهای ویژه یکی از مؤثرترین روشهای جذب مشتریان جدید و افزایش فروش است. این تکنیک با ایجاد حس فوریت و محدودیت، مشتریان را به خرید ترغیب میکند. برای مثال، پیشنهادهایی مانند «تخفیف 50درصدی برای خرید امروز»، «خرید یک محصول، دریافت یک محصول رایگان» یا «تعداد محدود، فرصت محدود» میتوانند بسیار جذاب باشند.
3) بازاریابی محتوایی
بازاریابی محتوایی به ایجاد و توزیع محتوای ارزشمند و مرتبط با مخاطبان هدف میپردازد. این محتوا میتواند در قالب مقالات، ویدئوها، پادکستها، اینفوگرافیکها و سایر انواع محتوا ارائه شود. هدف از بازاریابی محتوایی، جذب مخاطبان، ایجاد اعتماد و تبدیل آنها به مشتریان وفادار است. برای مثال، یک شرکت تولیدکنندۀ نرمافزار میتواند بلاگی ایجاد کند که در آن به سؤالات رایج کاربران پاسخ داده و راهکارهای عملی برای استفاده از نرمافزار ارائه دهد.
4) روابط عمومی
روابط عمومی در بازاریابی تهاجمی به مدیریت ارتباط بین یک سازمان و مخاطبان آن میپردازد. این کار میتواند از طریق برگزاری کنفرانسهای خبری، انتشار بیانیههای مطبوعاتی، همکاری با اینفلوئنسرها و حضور در رویدادهای صنعت انجام شود. هدف از روابط عمومی، ایجاد یک تصویر مثبت از برند و افزایش آگاهی از محصولات یا خدمات است. برای مثال، یک شرکت خودروسازی جدید میتواند با برگزاری یک کنفرانس خبری بزرگ، محصول جدید خود را معرفی کرده و توجه رسانهها و عموم مردم را به خود جلب کند.
5) برنامههای وفاداری مشتری
برنامههای وفاداری مشتری به قدردانی از مشتریان وفادار و تشویق آنها به خرید بیشتر کمک میکند. این برنامهها میتوانند شامل کارتهای تخفیف، برنامههای امتیازی، هدایای ویژه و رویدادهای اختصاصی برای مشتریان وفادار باشند. برای مثال، یک فروشگاه لباس میتواند به مشتریانی که بیش از یکمیلیون تومان خرید کردهاند، یک کارت تخفیف ویژه ارائه دهد.
6) بازاریابی مستقیم
بازاریابی مستقیم به ارتباط مستقیم با مشتریان بالقوه میپردازد. این کار میتواند از طریق تماس تلفنی، ارسال پیامک، پست مستقیم، ایمیل مارکتینگ و سایر کانالهای ارتباطی انجام شود. هدف از بازاریابی مستقیم، ارائۀ پیشنهادهای شخصیسازیشده به مشتریان و تبدیل آنها به مشتریان بالفعل است. برای مثال، یک شرکت فروش محصولات آرایشی میتواند به مشتریانی که قبلاً محصولات خاصی را خریداری کردهاند، پیشنهادهایی برای خرید محصولات مکمل ارائه دهد.
یک نکتۀ مهم برای موفقیت در بازاریابی تهاجمی این است که باید ترکیبی از این تکنیکها را به کار برد و آنها را بهطور مداوم بهبود بخشید. همچنین، باید به نیازها و خواستههای مخاطبان هدف توجه ویژه داشت و پیامهای بازاریابی را بهگونهای طراحی کرد که برای آنها جذاب و مرتبط باشد.
چه کسانی از بازاریابی تهاجمی استفاده میکنند؟
ازآنجاکه بازاریابی تهاجمی روشی قدرتمند برای ورود به بازار و افزایش سهم بازار است، معمولاً کسبوکارهایی از این روش استفاده میکنند که:
- وارد بازار جدیدی میشوند: آنها به دنبال ایجاد حضور سریع و کسب سهم بازار هستند.
- میخواهند آگاهی از برندشان را افزایش دهند: آنها نیاز دارند تا خود را از رقبا متمایز کرده و مشتریان جدید جذب کنند.
- با رقابت شدیدی روبهرو هستند: آنها باید از رقبا پیشی بگیرند و موقعیت خود را در بازار حفظ کنند.
- محصول یا خدمات منحصربهفردی دارند: آنها میخواهند مزیت رقابتی خود را برجسته کنند.
- پشتیبانی مالی قوی دارند: بازاریابی تهاجمی هزینهبر است و کسبوکارها به منابع کافی برای ادامۀ آن نیاز دارند.
نمونههایی از صنایعی که اغلب از استراتژیهای بازاریابی تهاجمی استفاده میکنند عبارتاند از:
- فناوری: شرکتهایی که محصولات یا نرمافزارهای جدیدی را معرفی میکنند، اغلب از بازاریابی تهاجمی برای ایجاد هیجان و گرفتن سهم بازار استفاده میکنند.
- کالاهای مصرفی: برندهای صنایعی مانند الکترونیک، مد و غذا اغلب از تاکتیکهای تهاجمی برای تبلیغ محصولات یا فروش جدید استفاده میکنند.
- ارتباطات از راه دور: اپراتورهای تلفن همراه و ارائهدهندگان خدمات اینترنتی اغلب از بازاریابی تهاجمی برای جذب مشتریان جدید و حفظ مشتریان فعلی استفاده میکنند.
- خودرو: سازندگان خودرو از کمپینهای بازاریابی تهاجمی برای نمایش مدلهای جدید و تمایز محصولات خود استفاده میکنند.
نکتۀ مهم این است که درحالیکه بازاریابی تهاجمی میتواند مؤثر باشد، اما برای هر کسبوکاری مناسب نیست. تاکتیکهای بیش از حد تهاجمی میتوانند مشتریان را از خود برانند و به اعتبار برند آسیب بزنند.
بهطور خلاصه، کسبوکارهایی که به دنبال رشد سریع، افزایش آگاهی از برند و رقابت با رقبا هستند، ممکن است از بازاریابی تهاجمی بهرهمند شوند. بااینحال، مهم این است که استراتژی بازاریابی تهاجمی با دقت برنامهریزی و اجرا شود تا نتایج مطلوبی حاصل شود.
نحوۀ اجرای استراتژی بازاریابی تهاجمی
اجرای موفقیتآمیز یک برنامۀ بازاریابی نیازمند برنامهریزی دقیق، صبر و انعطافپذیری است. در ادامه، گامهایی برای اجرای مؤثر یک بازاریابی تهاجمی ارائه شده است:
تعیین اهداف و انتظارات واقعبینانه
توجه داشته باشید که بازاریابی فرایندی آنی نیست. معمولاً ۶ تا ۱۲ ماه طول میکشد تا نتایج قابل توجهی از تلاشهای بازاریابی مشاهده شود. نتایج تلاشهای بازاریابی تهاجمی مانند غلتاندن یک گلولۀ برفی کوچک است که با گذشت زمان بزرگتر میشود. در ابتدا، تلاشهای بازاریابی به زمان و انرژی نیاز دارند تا اثر خود را نشان دهند.
پس اهداف خود را بهصورت خاص، قابل اندازهگیری، قابل دستیابی، مرتبط و زمانبندیشده (SMART) تعریف کنید تا در مراحل آخر (بررسی نتایج) با مشکل مواجه نشوید.
تشکیل تیم و تأمین منابع
تیمی متشکل از افراد مناسب برای اجرای انواع تخفیف در بازاریابی، ضروری است. این تیم میتواند شامل اعضای داخلی شرکت مانند تیم بازاریابی، فروش یا خدمات مشتری باشد یا از متخصصان خارجی کمک گرفته شود. همچنین، باید مطمئن شوید که منابع لازم مانند ابزارها، مواد آموزشی و بودجۀ کافی در دسترس است.
ارتباطات مؤثر و تحلیل دقیق
پس از تشکیل تیم، برنامۀ بازاریابی باید بهطور واضح و کامل به همۀ اعضای تیم منتقل شود. هر فرد باید نقش خود را در اجرای برنامه و نحوۀ مشارکت در موفقیت آن بداند. علاوه بر تیم اصلی، سایر بخشهای شرکت نیز باید از برنامه آگاه باشند تا از حمایت آنها بهرهمند شوید.
در این مرحله باید نقاط قوت و ضعف رقبای اصلی و همچنین نیازها و خواستههای مشتریان هدف شناخته شوند تا بتوانید بهترین محصولات یا خدمات را ارائه دهید.
توسعۀ یک پیام قوی و انتخاب کانال مناسب
با ایجاد پیامی کوتاه و جذاب، ارزش پیشنهادی منحصربهفردتان را به مشتریان منتقل کنید و نشان دهید که چگونه زندگی مشتریانتان را بهبود میبخشید. بعد از آن، با استفادۀ ترکیبی از کانالهای آنلاین (شبکههای اجتماعی، موتورهای جستوجو، ایمیل مارکتینگ) و آفلاین (تبلیغات تلویزیونی، رادیویی، چاپی) پیام خود را بهصورت هدفمند به گوش مخاطبان هدف خود برسانید تا با آنها ارتباط برقرار کنید.
ایجاد جدول زمانی و وظایف
برای هر پروژۀ بازاریابی، یک جدول زمانی دقیق با وظایف مشخص تعیین کنید. این کار به شما کمک میکند پیشرفت پروژهها را بهتر مدیریت کرده و از تأخیر جلوگیری کنید. استفاده از نرمافزارهای مدیریت پروژه مانند Asana یا Trello میتواند در سازماندهی وظایف و بهبود همکاری تیم بسیار مؤثر باشد.
ایجاد داشبورد اندازهگیری و ارزیابی مداوم
برای ارزیابی عملکرد برنامۀ بازاریابی، یک داشبورد برای ردیابی شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) ایجاد کنید. این شاخصها باید به اهداف کلی کسبوکار مرتبط باشند. برای مثال، اگر هدف افزایش درآمد است، میتوانید تعداد مشتریان جدید، میزان فروش و بازگشت سرمایه را اندازهگیری کنید.
بهطور منظم عملکرد و دادههای تخفیف در بازاریابی را بررسی و ارزیابی کنید. این کار به شما کمک میکند از پیشرفت کمپین مطمئن شوید و در صورت نیاز، تغییرات لازم را انجام دهید.
انعطافپذیری
بازاریابی حوزهای پویاست و ممکن است به تغییر استراتژی نیاز باشد. از طرفی بازارها دائماً در حال تغییر هستند و شما باید بتوانید خود را با این تغییرات وفق دهید.
ارتباط نتایج و جشن موفقیت
بازگشت سرمایG هر کمپین را اندازهگیری کنید تا مطمئن شوید که بودجه شما بهدرستی هزینه میشود. در ادامه نتایج مثبت برنامۀ بازاریابی را با تیم خود به اشتراک بگذارید و از موفقیتها قدردانی کنید. این کار باعث افزایش انگیزه و بهبود همکاری در تیم میشود.
چه کسانی در استراتژی بازاریابی تهاجمی باید استخدام شوند؟
برای اجرای موفقیتآمیز یک استراتژی بازاریابی تهاجمی، به تیمی متخصص و ماهر نیاز است. این تیم باید شامل افرادی با تخصصهای مختلف باشد؛ ازجمله:
- مدیر بازاریابی تهاجمی: رهبری و هدایت کل عملیات بازاریابی تهاجمی، ازجمله تعیین استراتژی، تعیین بودجه و اندازهگیری نتایج را بر عهده دارد.
- کارشناس تحقیقات بازار: با انجام تحقیقات عمیق، به شناسایی فرصتهای بازار، درک رفتار مشتری و تحلیل رقبا کمک میکند تا استراتژیهای مؤثر طراحی شود.
- کارشناس تبلیغات: با طراحی و اجرای کمپینهای تبلیغاتی خلاقانه و جذاب، آگاهی از برند را افزایش داده و مشتریان جدید جذب میکند.
- کارشناس بازاریابی دیجیتال: با بهرهگیری از ابزارها و کانالهای دیجیتال، ترافیک سایت را افزایش داده، تعامل با مشتریان را بهبود بخشیده و فروش آنلاین را تقویت میکند.
- کارشناس روابط عمومی: با ایجاد روابط مثبت با رسانهها و ذینفعان کلیدی، شهرت برند را بهبود بخشیده و به مدیریت بحران کمک میکند.
- کارشناس فروش: با فروش محصولات یا خدمات به مشتریان، به تحقق اهداف فروش کمک کرده و درآمد شرکت را افزایش میدهد.
- کارشناس تحلیل داده: با تحلیل دادههای بازاریابی، به شناسایی ترندها، الگوها و فرصتهای جدید کمک کرده و تصمیمگیری مبتنی بر داده را تسهیل میکند.
- طراح گرافیک: با طراحی عناصر بصری جذاب مانند لوگو، پوستر و بنر، به بهبود ظاهر برند و ارتباط مؤثر با مشتریان کمک میکند.
- نویسندۀ محتوا: با تولید محتوای باکیفیت و جذاب، به جذب و حفظ مشتریان کمک کرده و آگاهی از برند را افزایش میدهد.
- برنامهنویس: با توسعۀ سایتها و برنامههای کاربردی، به ارائۀ خدمات بهتر به مشتریان و بهبود تجربۀ کاربری کمک میکند.
مثالهایی از بازاریابیهای موفق تهاجمی
در این بخش، به چند برند موفق میپردازیم که از بازاریابی تهاجمی برای تسلط بر بخشهای مربوطۀ خود استفاده کردند.
ردبول (Red Bull)
ردبول، غول نوشیدنی انرژیزا، در سال ۱۹۸۷ در اتریش راهاندازی شد. این شرکت برای ورود به بازاری که توسط برندهای کوکاکولا و پپسی تثبیت شده بود، با چالشهای زیادی روبهرو بود. بااینحال، آنها استراتژیی اتخاذ کردند که بر هدفگیری مخاطبان خاص متمرکز بود.
استراتژی بازاریابی تهاجمی ردبول شامل یک رویکرد چندوجهی بود. آنها سرمایهگذاری زیادی در حمایت از رویدادهای ورزشی و ایجاد رویدادهای خود برای همسوکردن برند با ماجراجویی و آدرنالین انجام دادند. ردبول محصولات خود را بهصورت استراتژیک در مکانهای غیرمنتظره قرار داد و مشوق اشتراکگذاری در شبکههای اجتماعی شد که بازاریابی دهانبهدهان را تقویت میکرد.
ردبول همچنین از وسایل نقلیۀ برندسازیشده با تیمهای پرانرژی، برای توزیع نمونهها و تعامل با مصرفکنندگان استفاده کرد. کمپینهای تبلیغاتی آنها اغلب با شوخطبعی و گاهیاوقات بهشکلی بحثبرانگیز، مرزها را جابهجا میکردند. درنتیجه، ردبول در یک بازار شلوغ جایگاهی برای خود ایجاد کرد و به پرطرفدارترین نوشیدنی انرژیزا در جهان تبدیل شد.
باشگاه تیغ دلار (Dollar Shave Club)
تکنیک بازاریابی تهاجمی باشگاه تیغ دلار اینگونه بود که با رویکردی طنزآمیز و بیپرده، صنعت سنتی تیغ را به چالش کشید. آنها با یک ویدئوی تبلیغاتی ویروسی که مدیرعاملشان، مایکل دوبین، با لحنی شوخ و طناز در انباری پر از محصولات تیغ سخنرانی میکرد، شروع کردند. این ویدئو بهسرعت در شبکههای اجتماعی پخش شد و لحن برند آنها را مشخص کرد: جوانپسند، صریح و بیتکلف.
این رویکرد در مقابل تبلیغات جدی و رسمی رقبای بزرگی مانند ژیلت قرار گرفت. تبلیغات باشگاه تیغ دلار از افراد واقعی، شوخیهای بامزه و تمرکز بر راحتی بهجای تبلیغات پرزرقوبرق استفاده میکرد. آنها به نیاز مشتریانی که از قیمتهای بالای تیغ و تبلیغات پیچیده خسته شده بودند، پاسخ دادند.
این رویکرد نوآورانه بسیار موفق بود. باشگاه تیغ دلار توانست سهم قابل توجهی از بازار را به خود اختصاص دهد و در سال ۲۰۱۶ توسط شرکت بزرگ یونیلیور به قیمت یکمیلیارد دلار خریداری شد. موفقیت باشگاه تیغ دلار نشان داد که با رویکرد خلاقانه و ارتباط مستقیم با مشتریان، میتوان حتی در بازارهای سنتی نیز تحول ایجاد کرد.

کلام آخر
در این بلاگ از صفر تا صد بازاریابی تهاجمی به همراه تمام تکنیکها و استراتژیهای لازم برای اجرای یک کمپین بازاریابی تهاجمی موفق را توضیح دادیم. دانستیم که بازاریابی تهاجمی نوعی استراتژی قدرتمند برای کسبوکارهایی است که به دنبال تثبیت سریع خود در یک بازار جدید یا گسترش محصولاتشان هستند. بااینحال، باید به برنامهریزی دقیق و درنظرگرفتن ریسکها و هزینههای احتمالی توجه کرد. با تغییر شرایط بازار و تشدید رقابت، کسبوکارها نیز باید آمادۀ سازگاری با استراتژیهای خود باشند.
حالا اگر شما هم دوست دارید این داستان پرریسک اما با نتایج شگفتانگیز را تجربه کنید، تمام این مطلب را بهخوبی بخوانید و بعد از اجرای کمپین، نظر خود را دربارۀ تجربۀ جدیدتان با ما به اشتراک بگذارید.