در دنیای رقابتی کسبوکارها، در تمامی مشاغل، دو اصطلاح برندینگ و مارکتینگ به دفعات زیادی استفاده میشوند. اما آیا این دو اصطلاح یک مفهوم دارند؟ آیا میتوانیم از این دو اصطلاح بهجای یکدیگر استفاده کنیم؟ آیا مشتریان و سایر افراد خارج از آن کسبوکار، فرق برندینگ و مارکتینگ را میدانند؟ در هر جامعهای، بسیاری از افراد این دو مفهوم را بهجای یکدیگر استفاده میکنند و تفاوتی بین آنها قائل نیستند، درحالیکه هرکدام از آنها نقش ویژهای را در موفقیت یک کسبوکار ایفا میکنند.
در این مطلب از بلاگ صباویژن، فرق برندینگ و مارکتینگ را بهدقت بررسی کردیم تا به شما کمک کنیم به درک عمیقتری از این دو مفهوم کلیدی در دنیای کسبوکار دست یابید.
مارکتینگ چیست؟ بررسی علم بازاریابی
مارکتینگ یا در زبان فارسی همان بازاریابی، بهعنوان یکی از ارکان اصلی موفقیت هر کسبوکار، نقش حیاتیای در شناسایی خواستهها و نیازهای مشتریان، ایجاد ارزش و برقراری ارتباط مؤثر با آنها ایفا میکند. این علم پیچیده و جذاب، فراتر از تبلیغات و فروش ساده است و شامل مجموعۀ گستردهای از فعالیتها و استراتژیها برای جذب و حفظ مشتریان وفادار میشود.
مارکتینگ بهطور ساده به معنای ایجاد و حفظ روابط سودمند با مشتریان است. این کار با درک عمیق از نیازها و خواستههای مشتریان، توسعۀ محصولات و خدمات متناسب با این نیازها و برقراری ارتباط مؤثر با آنها انجام میشود. به عبارت دیگر، مارکتینگ فرایندی است که از طریق آن کسبوکارها ارزش ایجاد میکنند و آن را به مشتریان ارائه میدهند. از دلایل اهمیت مارکتینگ میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- افزایش رقابت: با افزایش تعداد کسبوکارها، رقابت برای جذب مشتریان نیز شدت یافته است. مارکتینگ مؤثر به کسبوکارها کمک میکند تا از رقبا متمایز شوند و سهم بیشتری از بازار را به خود اختصاص دهند.
- تغییرات رفتار مصرفکننده: با پیشرفت تکنولوژی و تغییر سبک زندگی افراد، رفتار مصرفکننده نیز دستخوش تغییرات زیادی شده است. مارکتینگ به کسبوکارها کمک میکند تا با این تغییرات همگام شوند و نیازهای جدید مشتریان را شناسایی کنند.
- اهمیت برندینگ: برندینگ یکی از مهمترین جنبههای مارکتینگ است. یک برند قوی میتواند به کسبوکار کمک کند تا وفاداری مشتریان را افزایش دهد، قیمتهای بالاتری را تعیین کند و در برابر رقبا مقاومتر باشد.
همچنین، مارکتینگ ابعاد مختلفی دارد که هرکدام از این ابعاد به جنبۀ خاصی از فعالیتهای بازاریابی میپردازند. برخی از این ابعاد عبارتاند از:
- بازاریابی مستقیم: بازاریابی مستقیم، روشی هدفمند و مستقیم برای برقراری ارتباط با مشتریان بالقوه و بالفعل است. بازاریابی مستقیم نوعی از بازاریابی است که در آن فرایندهای مربوط به بازاریابی و ارتباط با مشتریان، بهجای اینکه بهصورت انبوه انجام شود، صرفاً برای مشتریان بالقوه یا بالفعل که هویت و تعداد و مشخصات آنها تا حد زیادی مشخص است، طراحی و اجرا میشود.
- بازاریابی استراتژیک: بازاریابی استراتژیک فرایندی است که در آن کسبوکارها با تحلیل دقیق بازار، رقبا و مشتریان، برنامهای جامع برای دستیابی به اهداف بلندمدت خود تدوین میکنند. بازاریابی استراتژیک فراتر از فعالیتهای روزمرۀ بازاریابی است. این فرایند شامل تحلیل عمیق محیط کسبوکار، شناسایی فرصتها و تهدیدها، تعیین اهداف بلندمدت و تدوین استراتژیهای مناسب برای دستیابی به این اهداف است. به عبارت سادهتر، بازاریابی استراتژیک به کسبوکارها کمک میکند تا مسیر حرکت خود را در بازار مشخص کرده و با اطمینان بیشتری بهسمت اهداف خود حرکت کنند.
- بازاریابی محتوایی: بازاریابی محتوایی فرایندی است که در آن کسبوکارها با تولید و انتشار محتوای ارزشمند، مرتبط و سازگار با نیازهای مخاطبان، آنها را جذب و حفظ کرده و به مشتریان وفادار تبدیل میکنند. این محتوا میتواند به شکلهای مختلفی مانند مقالات، ویدئوها، پادکستها، بلاگها و… تولید و منتشر شود.
- بازاریابی اجتماعی: بازاریابی اجتماعی، فراتر از تبلیغات محصولات و خدمات، به دنبال ایجاد تغییرات مثبت در رفتار افراد و جامعه است. درواقع میتوانیم بگوییم بازاریابی اجتماعی، بهکارگیری اصول و تکنیکهای بازاریابی برای ایجاد تغییرات اجتماعی مثبت است. این نوع بازاریابی بهجای تمرکز بر فروش محصولات، بر تغییر رفتارهای افراد برای بهبود سلامت، محیطزیست، ایمنی و سایر مسائل اجتماعی تمرکز دارد.
- بازاریابی تجربی: بازاریابی تجربی یا Experiential Marketing رویکردی است که در آن، برندها تلاش میکنند تا با ایجاد تجربیات حسی، عاطفی و تعاملی، ارتباط عمیقی با مشتریان برقرار کنند. به عبارت سادهتر، بازاریابی تجربی بهجای تمرکز بر ویژگیهای محصول، بر ایجاد خاطرات و احساسات مثبت در مشتریان تمرکز دارد.
- بازاریابی عملیاتی: بازاریابی عملیاتی، به مجموعهای از فعالیتها و وظایف گفته میشود که هدف آنها برنامهریزی، اجرا و بهبود کمپینهای بازاریابی در یک سازمان است. این حوزه، پل ارتباطی بین استراتژیهای بازاریابی و اجرای عملی آنهاست. به عبارت سادهتر، بازاریابی عملیاتی به این سؤال پاسخ میدهد که «چگونه استراتژیهای بازاریابی را به واقعیت تبدیل کنیم؟»
- بازاریابی دیجیتال: بازاریابی دیجیتال به مجموعهای از فعالیتهای بازاریابی گفته میشود که از طریق ابزارهای دیجیتال مانند اینترنت، تلفن همراه و سایر دستگاههای هوشمند انجام میشود. هدف اصلی بازاریابی دیجیتال، ایجاد ارتباط با مشتریان بالقوه و بالفعل، افزایش آگاهی از برند و درنهایت، افزایش فروش است.
- (بازاریابی) روابط عمومی: بازاریابی روابط عمومی، ترکیبی از بازاریابی و روابط عمومی است. درحالیکه بازاریابی بیشتر بر فروش محصولات و خدمات تمرکز دارد، روابط عمومی به دنبال ایجاد یک تصویر مثبت و پایدار از سازمان در ذهن مخاطبان است. بازاریابی روابط عمومی با استفاده از ابزارها و تکنیکهای مختلف، تلاش میکند تا پیامهای سازمان را بهصورت مؤثر و جذاب به مخاطبان منتقل کند و به ایجاد ارتباطات دوطرفه با آنها بپردازد.
شاید برایتان تفاوت بین بازاریابی و بازاریابی روابط عمومی قابل تشخیص نباشد. در جدول زیر تفاوت این دو را بهتر میتوانید مشاهده کنید:
| ویژگی | بازاریابی | بازاریابی روابط عمومی |
|---|---|---|
| هدف اصلی | افزایش فروش | ایجاد و حفظ روابط مثبت با مخاطبان |
| ابزارها | تبلیغات، فروش مستقیم، بازاریابی دیجیتال | خبرنامه، کنفرانس مطبوعاتی، روابط با رسانهها |
| پیام | متمرکز بر محصول یا خدمت | متمرکز بر سازمان و ارزشهای آن |
| کانالهای ارتباطی | رسانههای پولی | رسانههای کسبشده، رسانههای اجتماعی |
برندینگ چیست؟ بررسی برندسازی
برندینگ درواقع به فرایندی اطلاق میشود که طی آن به یک محصول، خدمت یا شرکت، هویت و شخصیت منحصربهفردی بخشیده میشود.
درواقع، این هویت شامل نام، لوگو، شعار، رنگها، طراحی و مهمتر از همه، ارزشها و شخصیتی است که برند در ذهن مشتریان تداعی میکند. برندینگ، فراتر از یک نام و لوگوست؛ درواقع تجربهای جامع است که مشتریان با آن در ارتباط هستند. برندسازی یک فرایند چندمرحلهای محسوب میشود که این مراحل عبارتاند از:
- تحقیق و تحلیل: در این مرحله، نیازها و خواستههای مشتریان، رقبا و بازار بهطور کامل بررسی میشود.
- تعیین هویت برند: ارزشهای اصلی برند، شخصیت برند، پیام برند و موقعیتیابی برند، در این مرحله مشخص میشود.
- طراحی عناصر بصری: در این مرحله، نام برند، لوگو، رنگها، طراحی سایت و سایر عناصر بصری برند طراحی و توسعه داده میشود.
- پیادهسازی برند: برند در تمام نقاط تماس با مشتریان در این مرحله پیادهسازی میشود؛ ازجمله محصولات، خدمات، ارتباطات، تبلیغات و تجربۀ مشتری.
- مدیریت برند: در این مرحله، برند بهطور مداوم ارزیابی و مدیریت میشود تا اطمینان حاصل شود که با گذشت زمان، همچنان مرتبط و قوی باقی میماند.
همچنین، از مهمترین مزایای برندینگ میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- تفاوتپیداکردن از رقبا: برند قوی به شما کمک میکند تا از رقبا متمایز شوید و در ذهن مشتریان بهعنوان گزینهای منحصربهفرد شناخته شوید.
- افزایش وفاداری مشتری: مشتریان به برندهایی که ارزشهای آنها را تأیید میکنند، وفادار میمانند و به احتمال زیاد محصولات یا خدمات بیشتری از آنها خریداری میکنند.
- افزایش ارزش برند: یک برند قوی میتواند ارزش مادی یک کسبوکار را افزایش دهد و آن را در برابر رقبای جدید مقاومتر کند.
- جذب مشتریان جدید: برند قوی به شما کمک میکند تا مشتریان جدید را جذب کنید، زیرا آنها به برندهایی که شناختهشده و قابل اعتماد هستند، اعتماد بیشتری دارند.
- قیمتگذاری برتر: برندهای قوی میتوانند قیمتهای بالاتری را برای محصولات یا خدمات خود تعیین کنند؛ زیرا مشتریان حاضرند برای یک برند معتبر بیشتر هزینه کنند.
به خاطر داشته باشید که برندینگ عناصری کلیدیای دارد که مهمترین این عناصر کلیدی عبارتاند از:
- نام برند: نام برند باید کوتاه، بهیادماندنی و مرتبط با محصولات یا خدمات باشد.
- لوگو: لوگو نماد بصری برند است و باید ساده، قابل تشخیص و مرتبط با هویت برند باشد.
- شعار: شعار یک جملۀ کوتاه و بهیادماندنی است که ارزشها و مزایای برند را بیان میکند.
- رنگها: رنگها میتوانند احساسات و مفاهیم خاصی را برانگیزند و به ایجاد هویت بصری برند کمک کنند.
- شخصیت برند: شخصیت برند همان ویژگیهای انسانی است که به برند نسبت داده میشود؛ مانند صمیمیبودن، خلاقیت یا اعتمادپذیری.
- تجربۀ مشتری: تجربۀ مشتری در تمام نقاط تماس با برند، ازجمله سایت، فروشگاهها و خدمات مشتری، باید سازگار با هویت برند باشد.
درنظر داشته باشید که برندینگ نوعی سرمایهگذاری بلندمدت است و میتواند به موفقیت پایدار کسبوکار شما کمک کند. با ایجاد یک برند قوی، شما میتوانید وفاداری مشتریان را افزایش دهید، ارزش برند خودتان را بالا ببرید و در بازار رقابتی از رقبای خودتان متمایز شوید.
تفاوت بین بازاریابی و برندینگ چیست؟
تا اینجا، برای موضوعات بازاریابی و برندینگ تعاریف جداگانهای ارائه کردیم و اهداف و مزایای هرکدام از آنها را متذکر شدیم. حالا برای آنکه فرق برندینگ و مارکتینگ را بهتر متوجه شوید، به جدول زیر دقت کنید:
| ویژگی | مارکتینگ یا بازاریابی | برندینگ |
|---|---|---|
| هدف | افزایش فروش، جذب مشتری، حفظ مشتری | ایجاد هویت، ایجاد وفاداری، افزایش ارزش برند |
| تمرکز | فعالیتهای کوتاهمدت و تاکتیکی | استراتژی بلندمدت و ایجاد تصویری کلی |
| ابزارها | تبلیغات، فروش، روابط عمومی، بازاریابی دیجیتال | نام، لوگو، شعار، طراحی، تجربۀ مشتری |
| نتیجه | افزایش فروش، سهم بازار | وفاداری مشتری، ارزش برند، تمایز |
درواقع دربارۀ این دو اصطلاح میتوانیم بگوییم که بازاریابی و برندینگ هردو برای موفقیت یک کسبوکار ضروری هستند، اما نقشهای متفاوتی را در کسبوکار ایفا میکنند. بازاریابی به تمام کسبوکارها کمک میکند تا به اهداف کوتاهمدت خودشان برسند، درحالیکه برندینگ کمک میکند تا یک کسبوکار به پایداری و موفقیت در درازمدت برسد. برای دستیابی به موفقیت کسبوکارها، مدیران سازمانی باید هر دو جنبه را در نظر بگیرند و استراتژیهای یکپارچهای را برای بازاریابی و برندینگ خودشان تدوین کنند.
تفاوتهای دیجیتال برندینگ با دیجیتال مارکتینگ
در دنیای امروزی که کسبوکارها بهسمت دیجیتالیشدن رفته است، علاوه بر اصطلاحات برندینگ و مارکتینگ، دو اصطلاح دیجیتال برندینگ و دیجیتال مارکتینگ هم استفاده میشود. حالا شاید بپرسید که آیا این دو نیز با همدیگر متفاوت هستند یا خیر؟ در یک جملۀ کوتاه میتوانیم بگوییم که بله، این دو اصطلاح نیز مانند مارکتینگ و برندینگ با همدیگر متفاوت هستند.
دیجیتال برندینگ به فرایند ایجاد و مدیریت هویت یک برند در دنیای دیجیتال گفته میشود.
این فرایند شامل طراحی لوگو، انتخاب رنگها، تعیین صدای برند، ایجاد داستان برند و ارائۀ تجربهای منسجم به مشتریان در تمام نقاط تماس دیجیتال است. هدف اصلی دیجیتال برندینگ، ساختن یک برند قوی و قابل تشخیص است که در ذهن مشتریان ماندگار شود. عناصر کلیدی دیجیتال برندینگ عبارتاند از:
- هویت بصری: لوگو، رنگها، فونتها و سایر عناصر بصری که برندتان را منحصربهفرد میکنند.
- شخصیت برند: ارزشها، باورها و شخصیت برند شما که با مخاطبان شما ارتباط برقرار میکند.
- داستان برند: داستانی که پشت برند شماست و به مشتریان کمک میکند تا با شما ارتباط عمیقتری برقرار کنند.
- تجربۀ مشتری: تجربۀ کلی که مشتریان از برند شما دارند؛ ازجمله تعامل با سایت، شبکههای اجتماعی و خدمات مشتری.
دیجیتال مارکتینگ مجموعهای از فعالیتها را در بر میگیرد که برای جذب مشتریان جدید، حفظ مشتریان موجود و افزایش فروش محصولات یا خدمات بهصورت آنلاین انجام میشود و شامل فعالیتهایی مانند سئو، تبلیغات آنلاین، بازاریابی محتوایی، بازاریابی ایمیلی و شبکههای اجتماعی است. هدف اصلی دیجیتال مارکتینگ، تبدیل مخاطبان به مشتری و افزایش درآمد است.
فرق دیجیتال مارکتینگ و دیجیتال برندینگ در جدول زیر قابل مشاهده است:
| ویژگی | دیجیتال برندینگ | دیجیتال مارکتینگ |
|---|---|---|
| هدف | ایجاد هویت برند و شناخت | جذب مشتری و افزایش فروش |
| تمرکز | ایجاد تجربۀ مشتری، داستان برند | تاکتیکهای تبلیغاتی، افزایش ترافیک |
| ابزارها | لوگو، رنگها، داستان برند، گرافیک | سئو، تبلیغات آنلاین، ایمیل مارکتینگ |
| مدتزمان | بلندمدت | کوتاهمدت تا میانمدت |
جمعبندی
در این مطلب بهطور جامع فرق برندینگ و مارکتینگ را بررسی کردیم و نشان دادیم که هرکدام از این مفاهیم چه نقشی در موفقیت کسبوکارها ایفا میکنند. همانطور که پیشتر بهطور مفصل توضیح دادیم، مارکتینگ بر روی جذب مشتریان و افزایش فروش تمرکز دارد و از ابزارهایی مانند تبلیغات، بازاریابی محتوایی و روابط عمومی استفاده میکند. در مقابل، برندینگ به ایجاد هویت ماندگار و وفاداری مشتریان پرداخته و شامل عناصری مانند نام، لوگو، پیام برند و تجربه مشتری است.
در نهایت، توجه داشته باشید که جدای از فرق برندینگ و مارکتینگ، این دو بخش عضوهای جدانشدنیِ استراتژی کسبوکارها هستند و نباید آنها را بهجای یکدیگر به کار برد. موفقیت پایدار زمانی حاصل میشود که برندینگ بهعنوان یک سرمایهگذاری بلندمدت در کنار استراتژیهای بازاریابی کوتاهمدت اجرا شود تا هم هویت قویای برای برند ایجاد شود و هم فروش و تعاملات تجاری افزایش یابد.