همهچیز درمورد جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی
جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی چه تأثیری رو برندها میگذارد؟
دنیای جستوجو همواره در حال تحول بوده است و این تغییرات، نیازمند ابزارها، استراتژیها و تیمهایی برای انطباقسازی با آن هستند. اما ظهور هوش مصنوعی در عرصۀ جستوجو، فراتر از یک بهروزرسانی سادۀ الگوریتمی است. ما شاهد یک دگرگونی اساسی در نحوۀ کشف اطلاعات و تعامل افراد با برندها هستیم.
در این میان فضای رقابتی چتباتهای هوش مصنوعی که ChatGPT زمانی پیشگام این عرصه بود، با حضور رقبای قدرتمندی مانند: Perplexity و Google Gemini و همچنین Microsoft Copilot و Claude، با تغییرات جدیای روبهرو بوده است. قابلیت جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی که به تازگی فعال شده و در اختیار کاربران قرار گرفته است، خبر از تحولات اساسی در حوزههای مختلف میدهد. در این شرایط، متخصصان سئو و صاحبان کسبوکارها هم چارهای بهجز تغییر رویکرد ندارند.
این کانال نوظهور و پرشتاب، چالشها (و البته فرصتهای) جدیدی را در حوزههای دیدهشدن برند، شناخت برند و درک مخاطبان از برند ایجاد میکند. در این مطلب از بلاگ صباویژن، به بررسی اجمالی پلتفرمهای جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی، تغییر در رفتار کاربران و تأثیرات بالقوۀ تجاری آن برای برندها میپردازیم.
پلتفرمهای کلیدی جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی کدامند؟
برای درک بهتر این موضوع، ابتدا پلتفرمهای اصلیای که کاربران به آنها روی آوردهاند و همچنین، رویکردهای منحصربهفردشان در ادغام قابلیتهای جستوجو را معرفی میکنیم:
1) قابلیت جستوجوی ChatGPT
بدون شک، شناختهشدهترین نام در این حوزه چت جیپیتی است. ChatGPT با انتشار مدل GPT-3.5 خود در سال 2022، توجه گستردۀ عموم را به خود جلب کرد و در عرض تنها دو ماه، بیش از 100میلیون کاربر جذب کرد. این پلتفرم به سرعت تکامل یافته و ویژگیهایی مانند GPTهای سفارشی، مدلهای پیشرفتهتر و ابزار تولید تصویر هوش مصنوعی DALL-E را به کاربران ارائه کرده است.
درحالحاضر، تمامی کاربران میتوانند از قابلیت جست,جوی ChatGPT (که گاهی با نام Search GPT نیز شناخته میشود) استفاده کنند. این قابلیت، یک مدل ترکیبی است که برای غلبه بر محدودیت زمانی دادههای آموزشی خود، از منابع وب خارجی بهره میبرد.
نکتG مهم: جستوجوی ChatGPT برای ارائۀ پاسخهای خود از فهرست وب Microsoft Bing استفاده میکند. بنابراین، اگر برند شما در نتایج جستوجوی Bing ظاهر نمیشود، احتمالاً در نتایج جستوجوی ChatGPT نیز نمایش داده نخواهد شد.
2) قابلیت جستوجوی Perplexity AI
Perplexity یک موتور جستوجوی مکالمهای است که بهعنوان «موتور پاسخ» نیز شناخته میشود. این پلتفرم با استفاده از مدلهای زبانی بزرگ (LLMs) پیشرفته، نتایج جستوجو را پردازش کرده و پاسخهای را به شکل مکالمه، به سؤالات کاربران ارائه میدهد. Perplexity که در سال 2022 تأسیس شده، رشد چشمگیری را تجربه کرده و در حال حاضر به همراه چت جیپیتی، 37درصد از ترافیک ارجاعی را به خود اختصاص داده است.
تمرکز اصلی Perplexity بر تجارت الکترونیک و کشف محصولات است. این پلتفرم، دستیار خرید مبتنی بر هوش مصنوعی خود را راهاندازی کرده که به کاربران امکان میدهد مستقیماً از طریق پلتفرم Perplexity اقدام به خرید محصولات کنند. همچنین، گزارشهایی از آزمایش لینکهای وابسته در نتایج جستوجو منتشر شده است که کسبوکارها باید بادقت آن را زیر نظر بگیرند.
3) قابلیت جستوجوی Google Gemini
جمینای جدیدترین چتبات گوگل است که در فوریه 2024 و در پی ادغام چتبات قبلی این شرکت، Bard، با Duet AI (یک هوش مصنوعی مولد متمرکز بر برنامهنویسی) معرفی شد. Gemini رویکردی مشابه جستوجوی ChatGPT دارد و از نتایج جستوجوی فعلی برای تکمیل دادههای آموزشی خود استفاده میکند.
براساس یک مطالعۀ انجام شده توسط Previsible، ترافیک Gemini حدود 12درصد از کل ترافیک تولیدشده توسط پلتفرمهای هوش مصنوعی را به خود اختصاص میدهد. جمینای به تدریج جایگزین Google Assistant شده و در سراسر اکوسیستم گوگل، از جمله برنامههای Workspace و سیستم عامل اندروید، ادغام شده است که این امر، ارزیابی دقیق میزان استقبال کاربران را دشوار میسازد.
4) قابلیت جستوجوی Microsoft Copilot
حاصل همکاری مداوم بین مایکروسافت و OpenAI، هوش مصنوعی کوپایلوت است که از نسخۀ بازطراحی شدهی مدل GPT-4 بهره میبرد. به همین دلیل، شباهتهای زیادی در نتایج ارائه شده توسط این دو پلتفرم وجود دارد. این مدل ابتدا با نام Bing Chat در موتور جستوجوی اختصاصی مایکروسافت، Bing، پیادهسازی شد و سپس با نام Copilot مجدداً فعالیت خود را ادامه داد.
از آن زمان تا به امروز، Copilot توانسته است 14درصد از ترافیک ارجاعی مدلهای زبانی بزرگ (LLM) را به خود اختصاص دهد. مشابه رویکرد گوگل در مورد Gemini، کوپایلوت نیز به عنوان یک دستیار هوش مصنوعی در سراسر اکوسیستم مایکروسافت ادغام شده است و از وظایف متنوعی فراتر از جستوجو پشتیبانی میکند.
5) قابلیت جستوجوی Claude
خانوادۀ فعلی مدلهای Claude 3 از شرکت Anthropic در مارس 2024 معرفی شدند که عبارتاند از: Haiku ،Sonnet و Opus. مدل Haiku بر سرعت، مدل Sonnet بر همهکارهبودن و مدل Opus برای استدلال عمیق طراحی شدهاند. تمامی مدلهای Claude 3 بر پایهی رویکرد «آموزشمحور» بنا شدهاند، به این معنی که در زمینهی رویدادهای جاری با محدودیتهایی مواجه هستند. در مقابل، این رویکرد تمرکز بیشتری بر حریم خصوصی و ایمنی دارد.
شرکت Anthropic این فرآیند را «هوش مصنوعی قانون اساسی» مینامد؛ رویکردی در آموزش که به دنبال تضمین سیستمهای هوش مصنوعی بیضرر است که عمدتاً بدون نیاز به بازخورد گستردۀ انسانی، خودتنظیم میشوند. در حالی که Anthropic در بازار جایگاه خاص خود را دارد، مدل Claude 3 Opus در بسیاری از قابلیتها، استانداردهای جدیدی را در صنعت تعریف کرده است.
3 نوع مختلف جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی
همانطور که پیشتر اشاره شد، پلتفرمهای مختلف در رویکرد خود برای تولید پاسخ تفاوتهای اساسی دارند. مقایسۀ آنها لزوماً به سادگی تقابل ChatGPT و Perplexity نیست. هر پلتفرم مزایا و معایب خاص خود را دارد و این تفاوتها، پیامدهای متفاوتی نیز برای دیده شدن برندها به همراه دارند. به طور کلی، میتوان پلتفرمهای جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی را به 3 دستۀ اصلی تقسیم کرد:
1) آموزشمحور (Training-First):
این سیستمهای هوش مصنوعی (مانند Claude) به دادههای آموزشی اولیهای که در اختیارشان قرار گرفته است، متکی هستند. این بدان معناست که معمولاً پاسخهای دقیقتری ارائه میدهند، زیرا مجموعهی دانش و قابلیتهای مشخصی دارند. اما در مقابل، انعطافپذیری کمتری دارند، به ویژه در رابطه با پیشرفتهای جدید یا رویدادهای جاری.
این موضوع برای کسبوکارها چه معنایی دارد؟
احتمالاً فرصت کمتری برای تجارت الکترونیک ایجاد میشود، زیرا هر محصول یا اطلاعاتی که پس از آموزش مدل فعلی منتشر شود، در پاسخها نمایش داده نخواهد شد. همچنین، بهینهسازی برای این نوع پلتفرمها زمانبر است. کسبوکارها باید بر توسعۀ محتوای قوی و مبتنی بر برند، ایجاد تخصص در صنعت و فعالیتهای روابط عمومی تأثیرگذار تمرکز کنند تا در بهروزرسانیهای بعدی مدل، اطلاعات آنها لحاظ شود.
2) جستوجومحور (Search-First):
پلتفرمهایی که از روش جستجومحور (مانند Perplexity) پیروی میکنند، فرآیندی مشابه موتورهای جستوجوی سنتی را طی میکنند. آنها از هوش مصنوعی برای جمعآوری پاسخها از سراسر وب استفاده میکنند و سپس یک مدل زبانی بزرگ این اطلاعات را در قالب یک پاسخ مکالمهای واحد سازماندهی میکند و نیاز به مرور و انتخاب نتایج متعدد را از بین میبرد.
بههمین دلیل، این پلتفرمها در جمعآوری اطلاعات انعطافپذیری بالایی دارند، اما اغلب از قابلیتهای استدلال مشابه سایر پلتفرمها برخوردار نیستند.
نکتۀ مثبت برای برندها: پلتفرمهای جستوجومحور به دلیل ارائۀ بازخورد فوریتر و نیاز به رویکردی مبتنی بر سئو، احتمالاً برای برندها مناسبتر هستند. برای موفقیت در این پلتفرمها، ابتدا اطمینان حاصل کنید که محتوای شما به گونهای ساختار یافته است که برای مدلهای زبانی بزرگ قابل فهم باشد. سپس، با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط، آزمایشهایی را انجام دهید و منابع رایج مورد استفاده را شناسایی کنید. در نهایت، محتوایی را که میتوانید بر آن اثر بگذارید، بهروزرسانی کنید.
3) ترکیبی (Hybrid):
مدلهای ترکیبی (مانند ChatGPT و Gemini) از هر دو روش استفاده میکنند: هم از دادههای آموزشی خود بهره میبرند و هم از روشی به نام «تولید تقویتشده با بازیابی» (Retrieval-Augmented Generation یا RAG). در این روش، یک مدل زبانی بزرگ از یک منبع دادۀ خارجی برای تولید پاسخ خود استفاده میکند.
راهکار برای برندها: ابتدا باید مشخص کنید که کدام درخواستها از دادههای آموزشی و کدامها از RAG استفاده میکنند. برای درخواستهایی که از RAG استفاده میکنند، رویکرد جستوجومحور و برای درخواستهایی که از دادههای آموزشی استفاده میکنند، رویکرد آموزشمحور را دنبال کنید.
میزان محبوبیت جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی
به طور کلی، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی به سرعت در حال افزایش است.
پیشبینی میشود که تا سال 2030، تعداد کل کاربران این ابزارها از 241میلیون نفر فراتر رود که تقریباً دو برابر رقم فعلی است.
در حال حاضر، تعداد قابل توجهی از کاربران در حال تغییر رویکرد از موتورهای جستوجوی سنتی به جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی هستند. مطالعات نشان میدهد که در حال حاضر، یک نفر از هر 10 کاربر اینترنت در ایالات متحده، برای جستوجوی آنلاین ابتدا به هوش مصنوعی مولد روی میآورد و به طور کامل روشهای جستوجوی مرسوم را کنار میگذارد.
این روند در میان مصرفکنندگان حتی قویتر است، به طوری که نزدیک به 60درصد آنها، توصیههای مبتنی بر هوش مصنوعی را برای تحقیق در مورد محصولات ترجیح میدهند. جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی در حال حاضر به یک کانال حیاتی برای برندها تبدیل شده و اهمیت آن در آیندهای نزدیک به مراتب بیشتر خواهد شد.
ترندهای کلیدی در پلتفرمهای جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی
1) پیشرفتهای سریع در پردازش زبان طبیعی (NLP)
انتشار مدل GPT-3.5 که قابلیتهای چشمگیر ChatGPT را به نمایش گذاشت، به دلیل جهش بزرگ در درک مکالمات، سروصدای زیادی به پا کرد و در عرض تنها پنج روز، بیش از یک میلیون کاربر را جذب خود کرد. پس از آن، پلتفرمهای پیشرو مبتنی بر مدلهای زبانی بزرگ مانند Gemini و Claude نیز تواناییهای فوقالعادهی خود را در درک سؤالات محاورهای و تشخیص زمینه و قصد کاربر به اثبات رساندهاند.
اگرچه ممکن است سرعت پیشرفت LLMها در حال کندشدن باشد (به عنوان مثال، عرضۀ ChatGPT-5 با اسم رمز «Orion» با تأخیر مواجه شده است) اما نرخ پذیرش این فناوری به سرعت در حال افزایش است.
2) شخصیسازی بیشتر و قابلیتهای پیشبینیکننده
در حالی که پلتفرمهای هوش مصنوعی همواره از ترجیحات کاربران و سابقۀ مکالمات آنها یاد گرفتهاند، این روند اکنون یک گام فراتر رفته است. کاربران ChatGPT اکنون میتوانند جزئیات دقیقی در مورد خود اضافه کنند تا پاسخها را به طور کامل سفارشی کنند.
این پلتفرم همچنین به کاربران اجازه میدهد تا ویژگیهای شخصیتی را به پاسخهای دریافتی اختصاص دهند. نتیجۀ این امر، ارائۀ پاسخهای بسیار دقیق و متناسب با نیازهای فردی است. اما برای اینکه برندها به طور دقیق در این پاسخها ظاهر شوند، باید اطمینان حاصل کنند که محتوای آنها برای گروههای جمعیتی هدف و همچنین منابعی که احتمالاً برای اطلاعرسانی به این گروهها استفاده میشوند، بهینه شده باشد.
در این میان، «زمینه» (Context)، به سرعت در حال تبدیلشدن به یک مزیت رقابتی جدید است. قابلیتهای پیشبینیکننده نیز در حال گسترش هستند. LLMها سؤالات احتمالی بعدی را پیشبینی میکنند و به طور فعال محتوای مرتبط را نمایش میدهند و برای برندها فرصتی ایجاد میکنند تا در نقاط تماس مختلف با کاربران تعامل داشته باشند و روابط خود را تقویت کنند.
تأثیر هوش مصنوعی بر چشمانداز جستوجو
حالا که با ترندهای کلیدی در پلتفرمهای جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی آشنا شدیم، بد نیست تا از تأثیر AI بر چشمانداز جستوجوها نیز آگاه شویم که عبارتاند از:
1) افزایش تقاضا برای تعاملات مکالمهای
همزمان با افزایش استفاده از هوش مصنوعی مولد، تمایل کاربران نیز به سمت دریافت پاسخهای مکالمهای بیشتر شده است. آنها به طور فزایندهای انتظار دارند که پلتفرمهای جستوجو از یک گفتوگوی طبیعی پیروی کرده و پاسخهای دقیق و کاملی به سؤالاتشان ارائه کنند.
پلتفرمهای هوش مصنوعی مکالمهای، تجربیات جستوجوی تعاملی و مبتنی بر گفتوگو ایجاد میکنند و به کاربران امکان میدهند سؤالات پیچیده و چندلایه بپرسند و پاسخهای دقیق و ظریف دریافت کنند. نکتۀ قابل توجه این است که این پاسخها و توصیهها معمولاً مورد اعتماد کاربران قرار میگیرند. تحقیقات Statista نشان میدهد که نزدیک به دو سوم افراد تمایل دارند محصولاتی را که هوش مصنوعی به آنها پیشنهاد میکند، خریداری کنند. این تحول، تعاملات جستوجو را از جستارهای مبتنی بر کلمات کلیدی به سمت مکالمات طبیعی و مبتنی بر قصد و نیت کاربر سوق میدهد. در این شرایط، برندهایی که محتوای خود را در قالب پرسش و پاسخ سازماندهی میکنند، از سؤالات متداول (FAQ) بهره میبرند و به نیازهای پنهان کاربران پاسخ میدهند، از مزیت رقابتی برخوردار خواهند بود.
2) ادغام مداوم ویژگیهای هوش مصنوعی در موتورهای جستوجو
موتورهای جستوجوی سنتی نیز به این تغییرات در ترجیحات کاربران واکنش نشان دادهاند. وقتی صحبت از پلتفرمهای هوش مصنوعی مولد به میان میآید، دو نام کلیدی به ذهن میرسد: گوگل و مایکروسافت. بنابراین، جای تعجب نیست که موتورهای جستوجوی آنها نیز در حال ادغام ویژگیهای مبتنی بر هوش مصنوعی هستند.
برای پاسخگویی به تغییر رفتار کاربران و مقابله با رقبای جدید، Google’s AI Overviews و Microsoft’s Copilot، هوش مصنوعی مولد را مستقیماً در صفحات نتایج جستوجو ادغام کرده و پاسخهای خلاصه و سؤالات پیگیری پیشنهادی ارائه میدهند. استفاده از این ویژگیها به سرعت در حال افزایش است، به طوری که Google AI Overviews در حال حاضر در 74درصد از جستجوهای مربوط به حل مسئله شناسایی شده است.
3) افزایش سفرهای «بدون کلیک»
جنبهی دیگر این تحول، افزایش سفرهای «بدون کلیک» است. برای مثال، حدود 58.5درصد از جستوجوها در ایالات متحده و 59.7درصد در اروپا بدون کلیک به پایان میرسند. اگرچه ترافیک ارجاعی از پلتفرمهای جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی در حال افزایش است، اما هدف اصلی این پلتفرمها حذف کلیکهای اضافی مورد نیاز در گذشته است.
با تولید یک پاسخ کامل و جامع، کاربران اکنون فقط در صورت نیاز به بررسی منبع یا کسب اطلاعات بیشتر مستقیماً از آن، روی لینکها کلیک میکنند. در بسیاری از موارد، دادههای آموزشی برای ارائۀ پاسخ کافی است و هیچ منبعی ذکر نمیشود. تحقیقات اولیه نشان میدهد که Google AI Overviews میتواند منجر به کاهش 18 تا 64درصدی ترافیک ارگانیک برخی وبسایتها شود.
همچنین، فضای اشغال شده توسط AI Overview ممکن است به قیمت دیدهنشدن نتایج برتر تمام شود و حتی ممکن است محتوای منبع اصلی در این خلاصهها استفاده نشود. به عنوان مثال، تنها 57درصد از منابع مورد استفاده توسط Google’s Search Generative Experience از صفحۀ اول نتایج ارگانیک به دست آمدهاند. برای کاهش خطر از دستدادن نمایش (View)، برندها باید محتوای خود را برای پاسخهای Featured Snippets بهینه کنند و بر وضوح، اختصار و ادعاهای مبتنی بر داده تأکید کنند. برای حفظ ترافیک وبسایت، توصیه میشود که برای «قصد کاربر» محتواهای خود را بهینهسازی کنید، زیرا احتمال کمتری وجود دارد که جستوجوهای تجاری باعث فعالشدن AI Overview شوند.
4) تکامل تاکتیکهای جستوجو
پیشبینی گارتنر مبنی بر کاهش 25درصدی ترافیک جستوجوی سنتی ممکن است این تصور را ایجاد کند که دوران موتورهای جستوجو به پایان خود نزدیک میشود، اما این واقعیت برای سئو بیشتر به یک تکامل و پیشرفت شبیه است. بهینهسازی سایت برای موتورهای جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی (که به عنوان بهینهسازی هوش مصنوعی مولد یا بهینهسازی موتور پاسخ نیز شناخته میشود) باید در اولویت قرار گیرد.
صفحاتی که برای تراکم کلمات کلیدی یا حجم بکلینک بهینه شدهاند، اغلب در رتبهبندی در جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی با مشکل مواجه میشوند. LLMها محتوایی را در اولویت قرار میدهند که مستقیماً با وضوح و عمق به قصد کاربر پاسخ دهد. برای حفظ دیدهشدن، کسبوکارها باید استراتژیهای سئوی معنایی را بررسی کنند و بر دادههای ساختاریافته، بهینهسازی مبتنی بر موجودیت و پوشش جامع موضوع تمرکز کنند.
دادههای ساختاریافته نیز بهعنوان یک عامل حیاتی برای جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی در حال ظهور هستند. پیادهسازی صحیح این دادهها، افزایش دیدهشدن را هم برای پلتفرمهای هوش مصنوعی و هم برای ویژگیهای جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی نشان میدهد. انواع نشانهگذاریها مانند: Product ،FAQ و HowTo به LLMها کمک میکنند تا محتوا را برای گنجاندن در خلاصهها اسکن کنند، در حالی که پیادهسازی نادرست میتواند منجر به ارائۀ نادرست اطلاعات یا حذف محتوا شود.
پیامدهای جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی برای برندها
نیاز به رویکرد چندکاناله
در حالی که سئو همواره بخش مهمی از بازاریابی چندکاناله بوده است، اکنون خود جستوجو نیز به همین رویکرد نیاز دارد. رفتار جستوجو در حال تقسیمشدن بین جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی، موتورهای جستوجو، جستوجوی صوتی یا بصری و رسانههای اجتماعی (به ویژه برای نسل Z) است.
در میان جستوجوگران جوانتر، گوگل در جایگاه سوم پس از اینستاگرام و تیکتاک قرار دارد. Reddit نیز در این میان به عنوان یک بازیگر کلیدی در حال ظهور است، زیرا ساختار محتوای آن به راحتی قابل پردازش است. ناشرانی مانند واشنگتن پست در حال آزمایش قالبهای AMA (Ask Me Anything) یا «از من بپرسید» برای نویسندگان خود هستند.
با توجه به موارد بالا، بهینهسازی محتوا و بازاریابی برند از همیشه مهمتر خواهد بود. برندها باید به آینده نگاه کنند و برای پلتفرمهای مختلف، محتوا تولید کنند و در عین حال یک روایت منسجم در بین آنها حفظ کنند. به طور خاص برای جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی، تلاشهای برندسازی و روابط عمومی نقش حیاتی ایفا میکنند. از آنجایی که فقط قویترین منابع در میان کاربران برجسته میشوند، بنابراین اثبات تخصص برند شما از طریق محتوای قوی و قابل اعتماد مانند مقالات خبری، مقالات سفید و پروفایلهای رسانههای اجتماعی تأیید شده، ضروری است.
چالشهای پیش روی روایتهای برند
پلتفرمهای جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی پاسخها را از دادههای مدل و منابع خارجی تولید میکنند که ممکن است تحت کنترل برند نباشند. بنابراین، برای برندها (بهویژه شرکتهای جهانی با سبدهای چند برندی) این فرمت جدید جستوجو چالشهای قابل توجهی را ایجاد میکند.
این امر، شناخت منابع کلیدی و احساساتیای که آنها در مورد برند و محصولات شما منتقل میکنند را بسیار مهم میکند. برای مدیران ارشد بازاریابی (CMO)، ارائۀ اطلاعات نادرست یک چالش بزرگ است. نظرسنجیهای اخیر Frontify نشان میدهد که 90درصد از مدیران ارشد بازاریابی معتقدند که محافظت از برندشان با ظهور هوش مصنوعی اهمیت بیشتری پیدا کرده است و 74درصد آنها اشاره کردهاند که یک «همکاری جعلی با برند» بدترین کابوس آنها خواهد بود.
یکی از مشکلاتی که برندها با آن روبهرو هستند، عدم شفافیت در مورد نحوۀ نمایش آنها در پلتفرمهای هوش مصنوعی است. در حالی که میدانیم مدلهای مختلف چگونه کار میکنند، پلتفرمها عمداً در مورد عواملی که رتبهبندی و منبعیابی را براساس آنها انجام میدهند، اطلاعات دقیقی ارائه نمیدهند. بدون دسترسی به دادهها و بینشهای لازم، مدیریت برندها در جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی و اتخاذ تصمیمات استراتژیک و معنادار برای آنها بسیار دشوار است.
فرصتهای فراوان در جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی
با تکامل و افزایش محبوبیت جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی، برندها باید تغییرات در رتبهبندی و ترافیک وبسایت خود را به دقت زیر نظر بگیرند تا بتوانند با این تحولات سازگار شوند. در کنار این موضوع، درک و ردیابی منابع جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. اما، مانند هر فناوری نوظهور دیگری، در اینجا نیز یک مزیت قطعی برای برندهای پیشگام وجود دارد.
در حال حاضر، تعداد کمی از کسبوکارها محتواهای خود برای پلتفرمهای هوش مصنوعی بهینهسازی میکنند، که این امر به پذیرندگان اولیه یک مزیت رقابتی عظیمی در بهدست آوردن دیدهشدن در این فضا میدهد. از آنجایی که LLMها به طور گسترده بر روی رمزگشایی قصد کاربر آموزش داده شدهاند، وقتی برند شما در نتایج جستوجو ظاهر میشود، مطمئناً در مقابل چشمان یک مشتری بالقوه قرار گرفته است.
نتیجهگیری
جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی صرفاً یک ترند دیجیتالی نیست؛ بلکه یک تغییر اساسی در نحوۀ جستوجوی اطلاعات، تعامل کاربران با برندها و در نهایت تصمیمگیری آنهاست. پلتفرمهایی مانند ChatGPT ،Perplexity ،Gemini و Claude در حال تغییر قواعد بازی، شکلدادن به رفتارهای کاربر و ایجاد نیاز به رویکردهای جدید در زمینۀ دیدهشدن و محافظت از برند هستند. آنها همچنین کانالهای جدیدی را برای کشف فوقهدفمند و تعامل معنادار با مخاطبان باز میکنند.
برای کسبوکارها، کار اساسیِ ارائۀ محتوای واضح و قابل اعتماد و ایجاد یک داستان برند قوی همچنان به قوت خود باقی است، اما روشهای ارائه و بهینهسازی این محتواها بهطور چشمگیری گسترش مییابد. فراموش نکنید جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی درهایی را به سوی مخاطبان بزرگتر و ارتباط عمیقتر باز میکند؛ درصورتیکه برندها آمادۀ انطباق، نوآوری و رهبری این گفتوگو باشند.