مرور رده

بازاریابی دیجیتال

امروزه دسترسی به اینترنت، برای همۀ افراد، از کودک گرفته تا کهنسال، بدون توجه به موقعیت جغرافیایی‌شان ساده است؛ درنتیجه هر روز به تعداد کاربران اینترنتی افزوده می‌شود. طبق تحقیقات Pewresearch، استفادۀ «مستمر» از اینترنت در میان بزرگ‌سالان، تنها در سه سال گذشته 5درصد افزایش یافته است. ممکن است زیاد به نظر برسد، اما درواقع نحوه و سبک خرید مردم واقعاً همراه با آن تغییر کرده است؛ به این معنی که بازاریابی آفلاین به اندازۀ گذشته مؤثر نیست.

بازاریابی همیشه درمورد برقراری ارتباط با مخاطبان در مکان و زمان مناسب بوده است. امروز، این بدان معناست که شما باید آن‌ها را در جایی که بیشتر وقت خود را سپری می‌کنند، ملاقات کنید؛ یعنی در اینترنت.

بازاریابی دیجیتال چیست؟

بازاریابی دیجیتال یک اصطلاح کلی برای تمام تلاش‌های بازاریابی آنلاین شرکت شماست.

به هر بازاریابی‌ای که از دستگاه‌های الکترونیکی استفاده می‌کند و می‌تواند توسط متخصصان بازاریابی برای انتقال پیام‌های تبلیغاتی و سنجش تأثیر آن در سفر مشتری شما استفاده شود، بازاریابی دیجیتال گفته می‌شود. درعمل، دیجیتال مارکتینگ معمولاً به کمپین‌های بازاریابی‌ای گفته می‌شود که روی رایانه، تلفن، تبلت یا دستگاه‌های الکترونیکی دیگر اجرا می‌شوند. بازاریابی دیجیتال می‌تواند شکل‌های مختلفی داشته باشد.

بسیاری از کسب‌و‌کارها از کانال‌های دیجیتالی مانند ویدئوهای آنلاین، تبلیغات نمایشی، بازاریابی موتورهای جست‌وجو، تبلیغات شبکه‌های اجتماعی پولی و پست‌های رسانه‌های اجتماعی، برای ارتباط با مشتریان فعلی و آیندۀ خود استفاده می‌کنند. بسیاری از شرکت‌ها روی کانال‌های آنلاین (یا دیجیتال) بیش از تاکتیک‌های بازاریابی آفلاین تمرکز می‌کنند؛ زیرا به آن‌ها اجازه می‌دهد به مخاطبان هدف ایدئال خود، در جایی که بیشتر وقت خود را سپری می‌کنند، برسند.

بهترین بازاریابان دیجیتال، تصویر واضحی از نحوۀ پشتیبانی هریک از موارد گفته‌شده در بالا یا اهداف کلی تاکتیک‌های خود دارند. جالب است که بازاریابی دیجیتال اغلب با «بازاریابی سنتی» مانند تبلیغات مجلات، بیلبوردها و پست مستقیم مقایسه می‌شود. حتی یک بازاریاب درون‌گرای باتجربه ممکن است بگوید بازاریابی درون‌گرا و بازاریابی دیجیتال تقریباً یک چیز هستند، اما تفاوت‌های جزئی وجود دارد.

چرا بازاریابی دیجیتال مهم است؟

بازاریابی دیجیتال به شما کمک می‌کند مخاطبان بیشتری را نسبت به روش‌های سنتی جذب کنید و مشتریان بالقوه‌ای را که احتمال خرید محصول یا خدمات شما را دارند، هدف قرار دهید. علاوه بر این، اغلب مقرون‌به‌صرفه‌تر از تبلیغات سنتی است. بازاریابی دیجیتال به شما این امکان را می‌دهد که موفقیت را به‌صورت روزانه اندازه‌گیری کنید و آن‌طور که مناسب است حرکت کنید.

بازاریابی دیجیتال مزیت‌های فراوانی دارد که در ادامه درمورد 4 ویژگی مهم آن صحبت می‌کنیم.

1) شما می‌توانید تنها مشتریان بالقوه‌ای را هدف قرار دهید که احتمال خرید محصول یا خدمات شما توسط آن‌ها وجود دارد

اگر تبلیغی را در تلویزیون، مجله یا بیلبورد قرار دهید، کنترل محدودی روی افرادی که آگهی را می‌بینند دارید. البته، می‌توانید جمعیت‌شناختی خاصی را اندازه‌گیری کنید؛ ازجمله خوانندگان معمولی مجله یا جمعیت یک محلۀ خاص. اما هنوز هم تا حد زیادی نتیجه مبهم است. از سوی دیگر، بازاریابی دیجیتال به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان بسیار خاص را شناسایی و هدف قرار دهید و پیام‌های بازاریابی شخصی‌شده و با تبدیل بالا، برای مخاطب خاص ارسال کنید.

برای مثال، ممکن است از ویژگی‌های هدف‌گذاری رسانه‌های اجتماعی برای نشان‌دادن تبلیغات رسانه‌های اجتماعی به مخاطب خاصی براساس متغیرهایی مانند سن، جنسیت، مکان، علایق، شبکه‌ها یا رفتارها استفاده کنید. از طرف دیگر، می‌توانید از استراتژی‌های PPC یا SEO برای ارائۀ تبلیغات به کاربرانی که به محصول یا خدمات شما علاقه نشان داده‌اند یا از کلمات کلیدی خاصی را که مرتبط با صنعت شما هستند، استفاده کنید.

درنهایت، با استفاده از بازاریابی دیجیتال می‌توانید، تحقیقات لازم را برای شناسایی شخصیت خریدار خود انجام دهید و همچنین می‌توانید استراتژی بازاریابی خود را در طول زمان اصلاح کنید تا مطمئن شوید که به احتمال زیاد، به مشتریان بالقوه‌ای دست خواهید یافت. نکته‌ی حائز اهمیت این است که بازاریابی دیجیتال به شما کمک می‌کند که برای زیرگروه‌های مخاطب بزرگ‌تر خود بازاریابی کنید. زمانی ‌که چندین محصول یا خدمات را به شخصیت‌های مختلف خریدار (پرسونای مختلف) می‌فروشید، اهمیت ویژۀ بازاریابی دیجیتال نمایان می‌شود.

2) نسبت به روش‌های بازاریابی سنتی مقرون‌به‌صرفه‌تر است

بازاریابی دیجیتال به شما کمک می‌کند کمپین‌ها را به‌صورت روزانه دنبال کنید و در‌صورتی‌که ROI بالایی را نشان ندهند، مقدار پولی را که در یک کانال خاص خرج می‌کنید، کاهش دهید. این را نمی‌توان درمورد روش‌های سنتی تبلیغات گفت؛ چراکه مهم نیست، بیلبورد شما چه نتایجی برای کسب‌و‌کار شما دارد؛ چه برای شما تبدیل شود یا نه، همچنان هزینۀ آن یکسان است.

به‌علاوه، با بازاریابی دیجیتال، کنترل کاملی بر جایی که می‌خواهید پول خود را خرج کنید، دارید. شاید شما به‌جای پرداخت هزینه برای کمپین‌های PPC، تصمیم بگیرید که برای طراحی حرفه‌ای محتوای اینستاگرام با نرخ تبدیل بالا، هزینه کنید. یک استراتژی دیجیتال مارکتینگ به شما امکان می‌دهد به‌طور مداوم چرخش کنید و مطمئن شوید که هرگز پول خود را برای کانال‌هایی که عملکرد خوبی ندارند، هدر نمی‌دهید.

به‌طور کلی، بازاریابی دیجیتال راه‌حل مقرون‌به‌صرفه‌تری است و فرصت‌های منحصر‌به‌فردی را در اختیار شما قرار می‌دهد تا مطمئن شوید بیشترین سود را به دست می‌آورید. برای مثال، اگر برای یک کسب‌و‌کار کوچک با بودجه‌ی محدود کار می‌کنید، ممکن است سعی کنید در رسانه‌های اجتماعی، بلاگ‌نویسی یا سئو سرمایه‌گذاری کنید. این سه استراتژی می‌توانند حتی با حداقل هزینه، بازگشت سرمایۀ بالایی برای شما داشته باشند.

3) بازاریابی دیجیتال به شما کمک می‌کند از رقبای بزرگ‌تر صنعت خود پیشی بگیرید

اگر برای یک کسب‌وکار کوچک کار می‌کنید، احتمالاً رقابت با برند‌های اصلی صنعت خود، که بسیاری از آن‌ها برای سرمایه‌گذاری در تبلیغات تلویزیونی یا کمپین‌های سراسری بودجۀ میلیاردی در نظر می‌گیرند، بسیار دشوار است. خوشبختانه، فرصت‌های زیادی وجود دارد تا از طریق خلاقیت در استراتژی بازاریابی دیجیتال، از رقبای بزرگ خود پیشی بگیرید.

برای مثال، ممکن است کلمات کلیدی خاصی را که مرتبط با محصول یا خدمات شما هستند شناسایی کنید. محتوای باکیفیت ایجاد کنید و از رتبه‌بندی آن کلمات کلیدی در موتورهای جست‌وجو استفاده کنید. موتورهای جست‌وجو اهمیتی نمی‌دهند که کدام برند بزرگ‌تر است؛ درعوض، موتورهای جست‌وجو محتوایی را اولویت‌بندی می‌کنند که بهترین بازخورد را از مخاطب هدف داشته باشد.

علاوه بر این، شبکه‌های اجتماعی به شما کمک می‌کنند از طریق اینفلوئنسر مارکتینگ مخاطبان جدیدی به دست بیاورید. اکثر افراد شاید برندهای بزرگ را در شبکه‌های اجتماعی دنبال نمی‌کنند، اما اینفلوئنسرهایی را که محصولات یا خدمات موردعلاقه‌ی خود را معرفی می‌کنند، دنبال می‌کنند. اگر برای یک شرکت کوچک تا متوسط ​​کار می‌کنید، اینفلوئنسر مارکتینگ می‌تواند راه خوبی برای بررسی باشد.

4) دیجیتال مارکتینگ قابل اندازه‌گیری است

بازاریابی دیجیتال می‌تواند دیدی جامع و کامل از تمام معیارهایی که ممکن است برای شرکت شما مهم باشد، ازجمله ایمپرشن، اشتراک‌گذاری‌ها، بازدیدها، کلیک‌ها و زمان ماندن روی صفحه به شما ارائه دهد. این یکی از بزرگ‌ترین مزایای بازاریابی دیجیتال است. اگر چه تبلیغات سنتی می‌تواند برای اهداف خاصی مفید باشد، اما بزرگ‌ترین محدودیت آن، قابلیت اندازه‌گیری است.

برخلاف اکثر تلاش‌های بازاریابی آفلاین، بازاریابی دیجیتال به بازاریابان اجازه می‌دهد تا نتایج دقیق را در زمان واقعی ببینند. اگر تا‌به‌حال تبلیغی را در روزنامه قرار داده باشید، می‌دانید که چقدر دشوار است تخمین بزنید که واقعاً چند نفر به آن صفحه رفته و به تبلیغ شما توجه کرده‌اند. هیچ راه مطمئنی برای دانستن اینکه آیا اصلاً آن تبلیغ مسئول و دلیل فروش بوده است یا نه، وجود ندارد.

از طرفی، با دیجیتال مارکتینگ، تقریباً می‌توانید نرخ بازگشت سرمایۀ هر جنبه‌ای از تلاش‌های بازاریابی خود را اندازه‌گیری کنید.

با دیجیتال مارکتینگ چه مواردی را می‌توان اندازه‌گیری کرد

با دیجیتال مارکتینگ چه مواردی را می‌توان اندازه‌گیری کرد؟

1) ترافیک سایت

با دیجیتال مارکتینگ، می‌توانید تعداد دقیق افرادی را که صفحه‌ی اصلی سایت شما را در زمان واقعی مشاهده کرده‌اند، با استفاده از نرم‌افزار تجزیه‌و‌تحلیل دیجیتال موجود در پلتفرم‌های بازاریابی مانند HubSpot مشاهده کنید. همچنین می‌توانید از بین سایر داده‌های تجزیه‌و‌تحلیل دیجیتال، ببینید که از چه تعداد صفحه بازدید کرده‌اند، از چه دستگاهی استفاده می‌کنند و از کجا آمده‌اند.

این هوشمندی به شما کمک می‌کند تا براساس تعداد افرادی که آن کانال‌ها به سایت شما می‌برند، اولویت‌بندی کنید که کدام کانال‌های بازاریابی را بیشتر یا کمتر استفاده کنید. برای مثال، اگر تنها 10درصد از ترافیک شما از جست‌وجوی ارگانیک است، می‌دانید که برای افزایش این درصد احتمالاً باید مدتی را صرف سئو کنید.

با بازاریابی آفلاین، تشخیص اینکه مردم چگونه با برند شما تعامل دارند، قبل از اینکه با یک فروشنده تعامل داشته باشند یا خرید کنند، بسیار دشوار است. با بازاریابی دیجیتال، می‌توانید روندها و الگوهای رفتار افراد را قبل از رسیدن به مرحلۀ نهایی سفر خریدارشان شناسایی کنید؛ به این معنی که درست در بالای قیف بازاریابی می‌توانید تصمیمات آگاهانه‌تری درمورد نحوۀ جذب کاربران به سایت خود بگیرید.

2) عملکرد محتوا و تولید سرنخ

تصور کنید یک بروشور محصول ایجاد کرده‌اید و آن را از طریق پست برای صندوق پستی افراد ارسال کرده‌اید. آن بروشور نوعی محتوا است، اما آفلاین. مشکل این است که شما نمی‌دانید چند نفر بروشور شما را باز کرده‌اند یا چند نفر آن را مستقیماً به سطل زباله انداخته‌اند.

حالا تصور کنید که به‌جای پست‌کردن، آن بروشور را در سایت خود منتشر کنید. شما می‌توانید تعداد دقیق افرادی را که آن بروشور را دیده‌اند اندازه‌گیری کنید و می‌توانید با استفاده از فرم‌ها، اطلاعات تماس کسانی که آن را دانلود کرده‌اند جمع‌آوری کنید. درواقع، علاوه بر اندازه‌گیری دقیق افرادی که با محتوای شما درگیر می‌شوند، می‌توانید هنگام دانلود آن توسط افراد، سرنخ‌های باکیفیت ایجاد کنید.

3) مدل‌سازی اسناد

یک استراتژی بازاریابی دیجیتال مؤثر همراه با ابزارها و فناوری‌های مناسب، این امکان را به شما می‌دهد که تمام فروش خود را به اولین نقطۀ تماس دیجیتال مشتری با تجارت خود، ردیابی کنید. به این امر، مدل‌سازی اسناد گفته می‌شود.

مدل‌سازی اسناد به شما کمک می‌کند روندهایی را که افراد در تحقیق و خرید برای محصول خود استفاده می‌کنند، شناسایی کنید. همچنین، این کار به شما کمک می‌کند تا تصمیمات آگاهانه‌تری درمورد اینکه کدام بخش از استراتژی بازاریابی شما مستحق توجه بیشتر است و چه بخش‌هایی از چرخۀ فروش شما نیاز به اصلاح دارد، بگیرید.

اتصال نقاط بین بازاریابی و فروش بسیار مهم است. طبق گفتۀ Aberdeen Group، در مقایسه با کاهش 4درصدی درآمد برای شرکت‌هایی که همسویی ضعیف دارند، شرکت‌هایی که فروش و همسویی بازاریابی قوی دارند به نرخ رشد سالانه 20درصد دست می‌یابند. اگر بتوانید سفر مشتری خود را در چرخۀ خرید با استفاده از فناوری‌های دیجیتال بهبود ببخشید، به احتمال زیاد تأثیر مثبتی بر نتیجۀ کسب‌و‌کار شما خواهد داشت.

نقش دیجیتال مارکتینگ برای یک شرکت چیست؟

در‌حالی‌که بازاریابی سنتی ممکن است در تبلیغات چاپی، ارتباطات تلفنی یا بازاریابی فیزیکی فعالیت داشته باشد، بازاریابی دیجیتال می‌تواند به‌صورت الکترونیکی و آنلاین انجام شود. این بدان معناست که برندها از طریق ایمیل، ویدئو، شبکه‌های اجتماعی و موتورهای جست‌وجو دسترسی بیشتری به مشتریان خود دارند.

در این مرحله، بازاریابی دیجیتال برای کسب‌و‌کار و آگاهی از برند شما حیاتی است. به نظر می‌رسد هر برند یک سایت دارد. اگر سایت ندارد، حداقل یک حضور در شبکه‌های اجتماعی یا استراتژی تبلیغات دیجیتال دارد. محتوای دیجیتال و بازاریابی آن‌قدر رایج است که مصرف‌کنندگان از آن به‌عنوان راهی برای آگاهی از برند‌ها و اعتماد به آن‌ها استفاده می‌کنند. به‌طور خلاصه، برای رقابتی‌بودن به‌عنوان یک صاحب کسب‌و‌کار، باید برخی از جنبه‌های بازاریابی دیجیتال را به‌طور کامل اجرا کنید.

ازآنجاکه دیجیتال مارکتینگ گزینه‌ها و استراتژی‌های زیادی را شامل می‌شود، می‌توانید خلاق باشید و انواع تاکتیک‌های بازاریابی را با بودجه‌ای محدود آزمایش کنید. با بازاریابی دیجیتال، می‌توانید از ابزارهایی مانند داشبوردهای تحلیلی، بیشتر از محتوای تبلیغاتی سنتی مانند بیلبورد یا تبلیغات چاپی، برای نظارت بر موفقیت و بازگشت سرمایۀ کمپین‌های خود استفاده کنید.

چگونه یک تجارت، دیجیتال مارکتینگ را تعریف می‌کند؟

بازاریابی دیجیتال با استفاده از تاکتیک‌ها و کانال‌های دیجیتال متعدد، برای ارتباط با مشتریان، در جایی که بیشتر وقت خود را سپری می‌کنند، تعریف می‌شود. بازاریابی دیجیتال شامل سایت، دارایی‌های برندسازی آنلاین یک کسب‌وکار، تبلیغات دیجیتال، بازاریابی ایمیلی، بروشورهای آنلاین و موارد دیگر می‌شود. البته طیفی از تاکتیک‌ها وجود دارد که زیر چتر «بازاریابی دیجیتال» قرار می‌گیرند. بهترین بازاریابان دیجیتال تصویر واضحی از نحوۀ حمایت هر کمپین بازاریابی دیجیتال، از اهداف کلی خود دارند. بازاریابان می‌توانند بسته به اهداف استراتژی بازاریابی خود، از کمپین بزرگ‌تری، از طریق کانال‌های رایگان و پولی که در اختیار دارند، حمایت کنند.

برای مثال، یک بازاریاب محتوا می‌تواند مجموعه‌ای از پست‌های بلاگی ایجاد کند که برای تولید سرنخ از کتاب الکترونیکی جدیدی که اخیراً کسب‌وکار ایجاد کرده است، استفاده کند. پس از آن، بازاریاب شبکه‌های اجتماعی شرکت ممکن است به تبلیغ این پست‌های بلاگ از طریق پست‌های پولی و ارگانیک در حساب‌های شبکه‌های اجتماعی کسب‌و‌کار، کمک کند. شاید بازاریاب ایمیل یک کمپین ایمیلی ایجاد کند تا برای کسانی که کتاب الکترونیکی را دانلود می‌کنند، اطلاعات بیشتری درمورد شرکت ارسال کند.

انواع دیجیتال مارکتینگ

در این بخش، خلاصه‌ای از رایج‌ترین تاکتیک‌های بازاریابی دیجیتال و کانال‌های درگیر در هریک را بیان می‌کنیم. شما می‌توانید با توجه به کسب‌و‌کار خود، بعد از خواندن این بخش، بهترین روش‌های بازاریابی دیجیتال را برای ارتباط با مشتریان خود و توسعۀ تجارتتان به‌کار ببرید.

بهینه‌سازی موتورهای جست‌وجو (SEO)

بهینه‌سازی موتورهای جست‌وجو، درواقع فرایند بهینه‌سازی سایت شما برای کسب «رتبه»ی بالاتر در صفحات نتایج موتورهای جست‌وجو است که به افزایش میزان ترافیک ارگانیک (یا رایگان) سایت شما منجر می‌شود. کانال‌هایی که از سئو سود می‌برند شامل سایت‌ها، بلاگ‌ها و اینفوگرافیک‌ها هستند.

راه‌های مختلفی برای بهبود سئو وجود دارد تا ترافیک واجد شرایطی برای سایت خود ایجاد کنید. در ادامه به توضیح آن‌ها می‌پردازیم.

  1. سئو صفحه: این نوع سئو روی تمام محتوایی که «در صفحه»، در هنگام مشاهدۀ یک سایت وجود دارد تمرکز می‌کند. با تحقیق درمورد کلمات کلیدی برای حجم جست‌وجو و هدف کلمات کلیدی منحصربه‌فرد کسب‌و‌کارتان، می‌توانید به سؤالات خوانندگان پاسخ دهید و در صفحات نتایج موتور جست‌وجو (SERP) که این سؤالات را مطرح می‌کنند، رتبه‌ی بالاتری کسب کنید.
  2. سئو خارجی: این نوع سئو روی تمام فعالیت‌هایی تمرکز می‌کند که هنگام بهینه‌سازی سایت شما «خارج از صفحه» انجام می‌شود. ممکن است از خود بپرسید چگونه فعالیتی که در سایت من انجام نشود، می‌تواند بر رتبۀ سایت من تأثیر بگذارد؟ پاسخ، همان لینک‌های ورودی هستند که به‌عنوان بک‌لینک نیز شناخته می‌شوند. تعداد ناشرانی که به شما لینک می‌دهند و «اقتدار» نسبی آن ناشران، بر میزان بهبود رتبۀ شما برای کلمات کلیدی موردعلاقه‌تان تأثیر می‌گذارد. با ایجاد شبکه با ناشران دیگر، نوشتن پست‌های مهمان در این سایت‌ها (و لینک‌دادن به سایت خود) و جلب توجه خارجی، می‌توانید بک‌لینک‌هایی را که برای ارتقای سایت خود در همۀ SERP‌های مناسب نیاز دارید، به دست آورید.
  3. سئوی تکنیکال: این نوع سئو روی باطن سایت شما و نحوۀ کدگذاری صفحات شما تمرکز دارد. فشرده‌سازی تصویر، داده‌های ساختاریافته و بهینه‌سازی فایل‌های CSS، همگی روش‌های سئوی تکنیکال هستند که می‌توانند سرعت بارگذاری سایت شما را افزایش دهند. سئو تکنیکال یک عامل رتبه‌بندی مهم در چشم موتورهای جست‌وجو مانند Google است.

بازاریابی محتوایی

بازاریابی محتوایی درواقع به‌منظور ایجاد و ارتقای دارایی‌های محتوا برای آگاهی از برند، رشد ترافیک، تولید سرنخ و مشتری انجام می‌شود. کانال‌هایی که می‌توانند در استراتژی بازاریابی محتوایی شما نقش داشته باشند، عبارت‌اند از:

۱) پست‌های بلاگ:

نوشتن و انتشار مقالات در بلاگ شرکت به شما کمک می‌کند تخصص صنعت خود را نشان دهید و ترافیک جست‌وجوی ارگانیک را برای کسب‌و‌کار خود ایجاد کنید. پست‌های بلاگ درنهایت به شما فرصت‌های بیشتری برای تبدیل بازدیدکنندگان سایت به سرنخی برای تیم فروش خود، می‌دهد.

۲) کتاب‌های الکترونیکی و مقالات سفید:

کتاب‌های الکترونیکی، کاغذهای سفید و محتوای طولانی مشابه، به آموزش بیشتر بازدیدکنندگان سایت کمک می‌کنند. همچنین، شما می‌توانید محتوا را با اطلاعات تماس خواننده مبادله کنید، برای شرکت خود سرنخ ایجاد کنید و مردم را در سفرشان به‌عنوان مشتری به جلو حرکت دهید.

۳) اینفوگرافیک:

گاهی‌اوقات، کاربران دوست دارند معنای توضیحات شما را بهتر درک کنند. اینفوگرافیک‌ها شکلی از محتوای بصری هستند که به بازدیدکنندگان سایت کمک می‌کنند تا مفهومی را که می‌خواهید به آن‌ها آموزش دهید، تجسم کنند.

بازاریابی از طریق شبکه‌های اجتماعی

این روش، برند و محتوای شما را در کانال‌های رسانه‌های اجتماعی تبلیغ می‌کند تا آگاهی از برند را افزایش دهد، ترافیک را افزایش دهد و برای کسب‌و‌کار شما سرنخ ایجاد کند. کانال‌هایی که می‌توانید در بازاریابی شبکه‌های اجتماعی استفاده کنید عبارت‌اند از:

اگر در پلتفرم‌های اجتماعی تازه‌کار هستید، می‌توانید از ابزارهایی مانند HubSpot برای اتصال کانال‌هایی مانند LinkedIn و Facebook در یک مکان استفاده کنید. به این ترتیب، می‌توانید به‌راحتی محتوا را برای چندین کانال به‌طور هم‌زمان برنامه‌ریزی کنید. از ابزارهای تجزیه‌و‌تحلیل‌ این ابزار برای کنترل پلتفرم دلخواه استفاده کنید و صندوق ورودی شبکه‌های اجتماعی خود را با هم ادغام کنید تا تمام پیام‌های دایرکت خود را یکجا ببینید.

پرداخت به ازای کلیک (PPC)

PPC روشی برای هدایت ترافیک به سایت شماست. در این روش، شما باید به ‌ازای هر بار کلیک روی تبلیغ، به ناشر هزینه پرداخت کنید. یکی از رایج‌ترین انواع PPC، تبلیغات گوگل است که به شما امکان می‌دهد برای اسلات‌های برتر در صفحات نتایج موتور جست‌وجوی Google، به ازای هر کلیک روی لینک‌هایی که قرار می‌دهید، مبلغی پرداخت کنید. کانال‌های دیگری که می‌توانید از PPC استفاده کنید عبارت‌اند از:

۱) تبلیغات پولی در فیس‌بوک:

در این روش می‌توانید برای سفارشی‌کردن یک ویدئو، پست تصویر یا نمایش اسلاید، که فیس‌بوک در فید خبری افرادی منتشر می‌کند که با مخاطبان کسب‌و‌کار شما مطابقت دارند، هزینه پرداخت کنید.

۲) کمپین‌های تبلیغاتی توییتر:

در کمپین‌های تبلیغاتی توییتر، کاربران می‌توانند برای قراردادن یک سری پست یا نشان‌های پروفایل در فیدهای خبری یک مخاطب خاص، پولی بپردازند که همگی برای دستیابی به یک هدف خاص برای تجارت شما اختصاص داده شده است. این هدف می‌تواند ترافیک سایت، دنبال‌کنندگان بیشتر توییتر، مشارکت در توییت یا حتی دانلود اپلیکیشن باشد.

۳) پیام‌های حمایت‌شده در لینکدین:

در پیام‌های حمایت‌شده در لینکدین، کاربران به‌راحتی می‌توانند برای ارسال مستقیم پیام‌ها به کاربران خاص لینکدین براساس صنعت و پیشینه‌شان، پول بپردازند.

افیلیت مارکتینگ

افیلیت مارکتینگ یک نوع تبلیغات مبتنی بر عملکرد است که در آن شما برای تبلیغ محصولات یا خدمات دیگران در سایت خود، کمیسیون دریافت می‌کنید. کانال‌های افیلیت مارکتینگ عبارت‌اند از:

  • میزبانی تبلیغات ویدئویی از طریق شریک تجاری برنامۀ YouTube؛
  • ارسال لینک‌های افیلیت از حساب‌های رسانه‌های اجتماعی شما.

تبلیغات بومی

تبلیغات بومی به تبلیغاتی گفته می‌شود که به‌طور معمول مبتنی بر محتوا هستند و در یک پلتفرم در کنار محتوای غیرپولی دیگر نمایش داده می‌شوند. پست‌های حمایت‌شده توسط BuzzFeed مثال خوبی هستند، اما بسیاری از مردم همچنین تبلیغات رسانه‌های اجتماعی مانند تبلیغات فیس‌بوک و تبلیغات اینستاگرام را «بومی» می‌دانند.

اتوماسیون بازاریابی

اتوماسیون بازاریابی به نرم‌افزاری گفته می‌شود که عملیات اصلی بازاریابی شما را خودکار می‌کند. با استفاده از اتوماسیون بازاریابی می‌توانید بسیاری از بخش‌های بازاریابی را که کارهای تکراری هستند، به‌صورت خودکار انجام دهید. در ادامه برخی از این موارد را با هم بررسی می‌کنیم.

۱) خبرنامه‌های ایمیل:

خبرنامۀ ایمیل فقط به شما این امکان را نمی‌دهد که به‌طور خودکار برای مشترکان خود ایمیل ارسال کنید. خبرنامۀ ‌ایمیلی می‌تواند به شما کمک کند فهرست مخاطبان خود را در صورت نیاز کوچک کنید یا گسترش دهید، تا خبرنامه‌های شما فقط به افرادی ارسال شود که می‌خواهند آن‌ را در صندوق ورودی خود ببینند.

۲) زمان‌بندی پست شبکه‌های اجتماعی:

اگر می‌خواهید حضور کسب‌وکارتان را در یک شبکۀ اجتماعی افزایش دهید، باید به‌طور مرتب پست و استوری بگذارید تا بیشتر دیده شوید. حضور روزانه و به‌موقع ممکن است برای شما مشکل باشد و شما را از برنامه‌هایتان دور کند. ابزارهای زمان‌بندی شبکه‌های اجتماعی، محتوای شما را به کانال‌های رسانه‌های اجتماعی شما هدایت می‌کنند؛ بنابراین می‌توانید زمان بیشتری را صرف تمرکز بر استراتژی محتوا کنید.

۳) تولید و پرورش سرنخ:

تولید سرنخ‌ها و تبدیل آن‌ها به مشتریان می‌تواند فرایندی طولانی باشد. شما می‌توانید این فرایند را با ارسال ایمیل‌ها و محتوای خاص سرنخ‌ها، به‌محض اینکه با معیارهای خاصی مطابقت داشته باشند، خودکار کنید. جریان‌های کاری رهبری‌کننده با واژۀ Lead-nurturing، روند برقراری ارتباط با مشتری بالقوه‌ی آینده و تلاش برای تبدیل‌کردن آن به مشتری کنونی است.

۴) پیگیری و گزارش کمپین:

کمپین‌های بازاریابی می‌توانند شامل تعداد زیادی از ایمیل‌ها، محتواها، صفحات وب، تماس‌های تلفنی و موارد دیگر باشند. اتوماسیون بازاریابی می‌تواند به شما کمک کند هر چیزی را که روی آن کار می‌کنید، بر اساس کمپینی که ارائه می‌کنید مرتب کنید و سپس عملکرد آن کمپین را براساس پیشرفت همۀ این اجزا، در طول زمان پیگیری کنید.

ایمیل مارکتینگ

شرکت‌ها از بازاریابی ایمیلی به‌عنوان راهی برای برقراری ارتباط با مخاطبان خود استفاده می‌کنند. ایمیل اغلب برای تبلیغ محتوا، تخفیف‌ها و رویدادها و همچنین هدایت افراد به‌سمت سایت کسب‌و‌کار استفاده می‌شود. انواع ایمیل‌هایی که ممکن است در کمپین بازاریابی ایمیلی ارسال کنید عبارت‌اند از:

  • خبرنامه‌های اشتراک بلاگ؛
  • ایمیل‌های بعد از خرید یا دانلود از سایت؛
  • ایمیل‌های خوشامدگویی مشتری؛
  • تبلیغات تعطیلات برای اعضای فادار برنامه؛
  • نکات یا ایمیل‌های سری مشابه برای پرورش مشتری.

روابط عمومی آنلاین

روابط عمومی آنلاین، عملی است برای تضمین پوشش آنلاین به‌دست‌آمده با نشریات دیجیتال، بلاگ‌ها و سایر سایت‌های مبتنی بر محتوا. روابط عمومی آنلاین، بسیار شبیه روابط عمومی سنتی است، اما در فضای آنلاین. کانال‌هایی که می‌توانید برای به‌حداکثررساندن تلاش‌های روابط عمومی خود استفاده کنید عبارت‌اند از:

۱) ارتباط با خبرنگاران از طریق شبکه‌های اجتماعی:

برای مثال، گفت‌وگو با روزنامه‌نگاران در توییتر، راهی عالی برای ایجاد رابطه با مطبوعات است که فرصت‌های رسانه‌ای برای شرکت شما ایجاد می‌کند.

۲) بررسی آنلاین جذاب شرکت شما:

وقتی شخصی شرکت شما را به‌صورت آنلاین بررسی می‌کند، چه آن بررسی خوب باشد یا بد، شما به‌طور غریزی ممکن است آن را حس نکنید. اما درست برعکس آن، بررسی‌های جذاب شرکت به شما کمک می‌کند برند خود را انسانی کنید و پیام‌های قدرتمندی ارائه دهید که از شهرت شما محافظت می‌کند.

۳) نظرات جذاب در سایت یا بلاگ شخصی شما:

مشابه روشی که شما به بررسی‌های شرکت خود پاسخ می‌دهید، پاسخ به افرادی که محتوای شما را می‌خوانند، بهترین راه برای ایجاد مکالمۀ سازنده، حول محورصنعت شماست.

بازاریابی درون‌گرا

بازاریابی درون‌گرا به یک روش بازاریابی اشاره دارد که در آن شما مشتریان را در هر مرحله از سفر خریدار جذب و خوشحال می‌کنید. شما می‌توانید از هر تاکتیک بازاریابی دیجیتالی که در بالا ذکر شده است، در طول یک استراتژی بازاریابی درون‌گرا، برای ایجاد تجربه‌ای برای مشتری استفاده کنید که با مشتری همراه است، نه علیه او. در اینجا چند نمونۀ کلاسیک از بازاریابی درون‌گرا درمقابل بازاریابی سنتی آورده شده است:

  • بلاگ‌نویسی در مقابل تبلیغات پاپ‌آپ؛
  • بازاریابی ویدئویی در مقابل تبلیغات تجاری؛
  • لیست مخاطبان ایمیل در مقابل هرزنامۀ ایمیل.

محتوای حمایت‌شده (اسپانسری)

با محتوای حمایت‌شده، شما به‌عنوان یک برند به شرکت یا نهاد دیگری پول می‌دهید تا محتوایی را ایجاد و تبلیغ کند که به‌نوعی دربارۀ برند یا خدمات شما بحث می‌کند. یکی از محبوب‌ترین محتواهای اسپانسری، اینفلوئنسر مارکتینگ است. در این نوع محتوای اسپانسری، یک برند از یک اینفلوئنسر در صنعت خود حمایت می‌کند تا پست‌ها یا ویدئوهای مربوط به شرکت را در رسانه‌های اجتماعی منتشر کند.

نوع دیگری از محتوای اسپانسری می‌تواند یک پست بلاگ یا مقاله باشد که برای برجسته‌کردن یک موضوع، خدمات یا نام تجاری نوشته شده است.

مأموریت بازاریاب دیجیتال چیست

مأموریت بازاریاب دیجیتال چیست؟

بازاریابان دیجیتال مسئول هدایت آگاهی از برند و تولید سرنخ از طریق تمام کانال‌های دیجیتالی، اعم از رایگان و پولی هستند که در اختیار یک شرکت است. این کانال‌ها شامل رسانه‌های اجتماعی، سایت خود شرکت، رتبه‌بندی موتورهای جست‌وجو، ایمیل، تبلیغات نمایشی و بلاگ شرکت است.

بازاریاب دیجیتال معمولاً روی یک شاخص عملکرد کلیدی متفاوت (KPI) برای هر کانال تمرکز می‌کند، تا بتواند عملکرد شرکت را در هر کانال به‌درستی اندازه‌گیری کند. برای مثال، یک بازاریاب دیجیتال که مسئول سئو است، «ترافیک ارگانیک» سایت خود را از ترافیک بازدیدکنندگان سایتی که صفحه‌ای از سایت کسب‌و‌کار را از طریق جست‌وجوی Google پیدا کرده‌اند، اندازه‌گیری می‌کند.

امروزه بازاریابی دیجیتال در بسیاری از نقش‌های بازاریابی انجام می‌شود. در شرکت‌های کوچک، یک متخصص عمومی ممکن است هم‌زمان صاحب بسیاری از تاکتیک‌های بازاریابی دیجیتالی باشد که در بالا توضیح داده شد. در شرکت‌های بزرگ‌تر، این تاکتیک‌ها متخصصان متعددی دارند که هرکدام تنها روی یک یا دو کانال دیجیتال برند تمرکز دارند.

در اینجا چند نمونه از این متخصصان آورده شده است:

مدیر سئو

KPIهای اصلی: ترافیک ارگانیک

به‌طور خلاصه، مدیران سئو، کسب‌و‌کار را در رتبه‌بندی گوگل قرار می‌دهند. با استفاده از روش‌های مختلف برای بهینه‌سازی موتورهای جست‌وجو، ممکن است مدیر سئو مستقیماً با سازندگان محتوا کار کند تا مطمئن شود محتوایی که تولید می‌کند در Google عملکرد خوبی دارد، حتی اگر شرکت این محتوا را در رسانه‌های اجتماعی نیز پست کند.

کارشناس بازاریابی محتوایی

KPIهای اصلی: زمان ماندن در صفحه، ترافیک کلی بلاگ، مشترکان کانال YouTube

متخصصان بازاریابی محتوایی، تولیدکنندگان محتوای دیجیتال هستند. آن‌ها اغلب تقویم بلاگ‌نویسی شرکت را پیگیری می‌کنند و استراتژی محتوایی را ارائه می‌دهند که شامل ویدئو نیز می‌شود. این متخصصان اغلب با افراد در بخش‌های دیگر کار می‌کنند تا اطمینان حاصل کنند که محصولات و کمپین‌هایی که کسب‌وکار راه‌اندازی می‌کند، با محتوای تبلیغاتی در هر کانال دیجیتال پشتیبانی می‌شود.

مدیر شبکه‌های اجتماعی

KPIهای اصلی: دنبال‌کردن، تأثیرگذاری، اشتراک‌گذاری

نقش مدیر رسانه‌های اجتماعی را به‌راحتی می‌توان از عنوان آن درک کرد، اما اینکه کدام شبکه‌های اجتماعی را برای شرکت مدیریت می‌کنند، به صنعت بستگی دارد. مهم‌تر از همه، مدیران رسانه‌های اجتماعی یک برنامۀ زمان‌بندی پست برای محتوای نوشتاری و بصری شرکت ایجاد می‌کنند. مدیر رسانه‌های اجتماعی همچنین ممکن است با متخصص بازاریابی محتوایی همکاری کند تا یک استراتژی برای پست‌کردن محتوای مخصوص یک شبکۀ اجتماعی، ایجاد کند.

توجه: براساس KPIهای بالا، «impressions» به تعداد دفعاتی که پست‌های یک کسب‌وکار در فید یک کاربر ظاهر می‌شود، اشاره دارد.

هماهنگ‌کنندۀ اتوماسیون بازاریابی

KPIهای اصلی: نرخ بازشدن ایمیل، نرخ کلیک کمپین، نرخ تولید سرنخ (تبدیل)

هماهنگ‌کنندۀ اتوماسیون بازاریابی به انتخاب و مدیریت نرم‌افزاری کمک می‌کند، که به کل تیم بازاریابی اجازه می‌دهد رفتار مشتریان خود را درک کرده و رشد کسب‌و‌کار خود را اندازه‌گیری کند. از‌آنجاکه بسیاری از عملیات بازاریابی که در بالا توضیح داده شد ممکن است جدا از یکدیگر اجرا شود، مهم است که فردی وجود داشته باشد که بتواند این فعالیت‌های دیجیتال را در کمپین‌های فردی گروه‌بندی کند و عملکرد هر کمپین را ردیابی کند.

کلام آخر

مطمئن باشید دیجیتال مارکتینگ باعث رشد کسب‌و‌کارتان می‌شود. بازاریابی دیجیتال باید یکی از محورهای اصلی استراتژی بازاریابی هر کسب‌و‌کاری باشد. هرگز تا‌به‌حال راهی برای ارتباط مستمر با مشتریان شما وجود نداشته است و هیچ‌چیز دیگری سطح شخصی‌سازی را که داده‌های دیجیتال می‌توانند برای شما فراهم کنند، ارائه نمی‌دهد. هرچه بیشتر از امکانات بازاریابی دیجیتال استقبال کنید، بیشتر می‌توانید پتانسیل رشد شرکت خود را درک کنید.

اگر در حال حاضر بازاریابی دیجیتال انجام می‌دهید، احتمالاً حداقل در حال دسترسی به برخی از بخش‌های مخاطبان خود به‌صورت آنلاین هستید. پس بدون شک می‌توانید به برخی از زمینه‌های استراتژی خود فکر کنید که می‌توانند باعث بهبود و رشد کسب‌و‌کار شما شوند.

منابع

محتوای همیشه سبز چیست؟

محتوای همیشه‌سبز چیست و چگونه می‌توان از آن برای استراتژی بازاریابی محتوا استفاده کرد؟ پاسخ این سؤال ساده است: محتوایی که باعث حفظ ارتباط با مخاطب شود، فقط مختص یک زمان…

چگونه ایمیل‌های شخصی‌سازی‌شده بسازید که مشتری ایمیل را باز کند و تا آخر بخواند؟

بیش از نیمی از ایمیل‌های باز‌شده در عرض 2 ثانیه پاک می‌شوند. آیا می‌خواهید از این اتفاق جلوگیری کنید؟ پس باید از ایجاد ایمیل‌هایی که مشتریان شما به آن‌ها اهمیتی نمی‌دهند،…